→ مثنوی معنویمولانا
مولانا
دفتر دوم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتنهمچنانک هر کسی در معرفت←بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویستیک نظر قانع مشو زین سقف نور←بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جویندهاشتری گم کردهای ای معتمد←بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هستچون پدید آمد که آن مسجد نبود←بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاستچار هندو در یکی مسجد شدند←بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسدآن غزان ترک خونریز آمدند←بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلامهر که زیشان گفت از عیب و گناه←بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او راگفت پیری مر طبیبی را که من←بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکردکودکی در پیش تابوت پدر←بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردمکنگ زفتی کودکی را یافت فرد←بخش ۹۱ - قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه میرفتیک سواری با سلاح و بس مهیب←بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او رایک عرابی بار کرده اشتری←بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریاهم ز ابراهیم ادهم آمدست←بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببینچون یکی حس در روش بگشاد بند←بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او راآن یکی یک شیخ را تهمت نهاد←بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریاچون نفاذ امر شیخ آن میر دید←بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمیگیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مروراآن یکی میگفت در عهد شعیب←بخش ۹۸ - بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخآن خبیث از شیخ میلایید ژاژ←بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضیالله عنها مصطفی را علیهالسلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز میکنی، چونست؟عایشه روزی به پیغامبر بگفت←بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خودموشکی در کفْ مهارِ اشتری←بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردندبود درویشی درون کشتیی←بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگویدصوفیان بر صوفیی شنعه زدند←بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخپس فقیر آن شیخ را احوال گفت←بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش استگر تو هستی آشنای جان من←بخش ۱۰۵ - سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلاممادر یحیی به مریم در نهفت←بخش ۱۰۶ - اشکال آوردن برین قصهابلهان گویند کین افسانه را←بخش ۱۰۷ - جواب اشکالاین بداند کانک اهل خاطرست←بخش ۱۰۸ - سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آنماجرای شمع با پروانه تو←بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلانگفت اینک راست پَذْرُفتم به جان←بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیردگفت دانایی برای داستان←بخش ۱۱۱ - شرح کردن شیخ سِرّ آن درخت با آن طالب مقلدبود شیخی عالمی قطبی کریم←بخش ۱۱۲ - منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن راچار کس را داد مردی یک درم←بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلامدو قبیله کاوس و خزرج نام داشت←بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشانتخمِ بطّی گرچه مرغ خانهات←بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتندزاهدی بُد در میان بادیه←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳