نگارخانهٔ خیال نو
آرشیو نگارههایی که کنار «یک جرعه شعر» همراهت هستند.

مجلسِ انس، در باغ خیال
باغی برای مکث میان کلمات؛ مجلس شعر و موسیقی در میان سرو و شکوفه، با الهام از نگارگری ایرانی و رنگهای نسخههای کهن.

نوای سهتار در باغ
نوایی آرام در سایهٔ سروها؛ سهتار و کتاب و شکوفه، کنار آبی که رنگ آسمان و کاشی را در خود نگه داشته است.

شب شعر زیر ماه
مجلس سخن زیر آسمان لاجوردی؛ ماه در حوض افتاده و روشنایی ایوان، خلوت شاعران را به رنگ طلا درآورده است.

سیمرغ بر فراز کوهسار
پرواز در خیال حماسه؛ سیمرغی با پرهای زرین بر فراز کوه و ابر، و باغی کوچک در آغوش رود و شکوفه.

بافندگان فرش در باغ
نقشی که از تار و پود میآید؛ دو بانو در سایهٔ شکوفه، رشتههای سرخ و لاجورد را به گل و بته تبدیل میکنند و باغ نگاهشان میکند.

شب کاروانسرا
شبِ مسافران؛ هلال ماه بر حیاط، حوضی که چراغ ایوانها را در خود نگه داشته و مجلسی که بیشتاب از راه و سخن میگوید.

کوزهگر در باغ فیروزه
گِل در دستان صبور؛ چرخی که میگردد و کوزههایی که رنگ آسمان و کاشی را از همین باغ وام گرفتهاند.

بازار ادویه و فرش
بوی زعفران و دارچین زیر طاقهای بازار؛ رنگها روی هم مینشینند و نگاهها میان فرش و ادویه میچرخد.

پل کهن در غروب
پلی که غروب را به آب میسپارد؛ طاقها در رود تکرار میشوند و آسمان طلایی روی شکوفهها فرود میآید.

حیاط بادگیر و حوض
خنکای نیمروز در حیاطی با بادگیر؛ شمعدانیهای سرخ، سایبان تخت و حوضی که آسمان را نگه داشته است.

ستارهشناس در شب
شبی برای شمردنِ ستارهها؛ اسطرلابی در دست و آسمانی لاجوردی در برابر، میان دانش و شعر فاصلهای نیست.

فانوس در کوچهباغ
فانوسی کوچک در شبِ بارانی؛ سنگفرشها روشنایی را به هم میرسانند و کوچهباغ پشت سر او گل میریزد.

انتظار در شب
نگاهی به دوردست؛ هلال ماه بر گنبدها، حوضی خاموش و دلی که میان شب و آرزو معلق مانده است.

کتابخوانی با شمع و ماه
شمعی تا سپیده، کتابی در دست؛ ماه از طاقنما مینگرد و بیتی دیگر به دل مینشیند.

پیر خلوتنشین در باغ
سکوتی که خودش سخن است؛ پیری آرام در باغ مهآلود، میان آب و گل و گنبدی که از دور پیداست.

آهوان در دشت شقایق
دشتی که بهار آن را سرخ کرده؛ آهوانی آرام کنار جوی و شقایقهایی که تا کوههای دور میروند.

درنا و نیلوفر
دو درنا در آینهٔ آب؛ نیلوفرها، بیدی که خم شده و بامدادی که هنوز نخواسته بیدار شود.

جنگل مهآلود و آبشار
راهی به دل جنگل؛ مه از دره بالا میآید، آبشاری از سنگها میگذرد و کلبهای در سکوت منتظر است.

طاووس در باغ نارنج
پرهایی به رنگ فیروزه و زمرد؛ طاووس زیر شاخههای پرتقال، در باغی که هر گوشهاش نقشی از بهشت دارد.

سفرهٔ هفتسین
بهار از سفره آغاز میشود؛ سبزهای نو، سنبلی خوشبو و آینهای که باغ را به خانه میآورد.
۲۰ نگاره برای مکث میان کلمات؛ ساختهشده با کمک هوش مصنوعی برای خیال نو.