شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارپروین اعتصامی
پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - تهیدستدختری خُرد به مهمانی رفت←شمارهٔ ۴۲ - تیر و کمانگفت تیری با کمان، روز نبرد←شمارهٔ ۴۳ - تیره‌بختدختری خرد، شکایت سر کرد←شمارهٔ ۴۴ - تیمارخوارگفت ماهیخوار با ماهی ز دور←شمارهٔ ۴۵ - جامهٔ عرفانبه درویشی، بزرگی جامه‌ای داد←شمارهٔ ۴۶ - جان و تنکودکی در بر، قبائی سرخ داشت←شمارهٔ ۴۷ - جمال حقنهان شد از گل زردی گلی سپید که ما←شمارهٔ ۴۸ - جولای خداکاهلی در گوشه‌ای افتاد سست←شمارهٔ ۴۹ - چند پندکسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد←شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهرگنجشک خرد گفت سحر با کبوتری←شمارهٔ ۵۱ - حقیقت و مجازبلبلی شیفته میگفت به گل←شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنودبطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین←شمارهٔ ۵۳ - خوان کرمبر سر راهی، گدائی تیره‌روز←شمارهٔ ۵۴ - خون دلمرغی به باغ رفت و یکی میوه کند و خورد←شمارهٔ ۵۵ - درخت بی برآن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز←شمارهٔ ۵۶ - دریای نوربالماس میزد چکش زرگری←شمارهٔ ۵۷ - دزد خانهحکایت کرد سرهنگی به کسری←شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضیبرد دزدی را سوی قاضی عسس←شمارهٔ ۵۹ - دکان ریااین‌چنین خواندم که روزی روبهی←شمارهٔ ۶۰ - دو محضرقاضی کشمر ز محضر، شامگاه←شمارهٔ ۶۱ - دو همدردبلبلی گفت به کُنج قفسی←شمارهٔ ۶۲ - دو همرازدر آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفت←شمارهٔ ۶۳ - دیدن و نادیدنشبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگان←شمارهٔ ۶۴ - دیده و دلشکایت کرد روزی دیده با دل←شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیرگفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ای←شمارهٔ ۶۶ - ذرهشنیده‌اید که روزی بچشمهٔ خورشید←شمارهٔ ۶۷ - ذره و خفاشدر آنساعت که چشم روز میخفت←شمارهٔ ۶۸ - راه دلای که عمریست راه پیمائی←شمارهٔ ۶۹ - رفوی وقتگفت سوزن با رفوگر وقت شام←شمارهٔ ۷۰ - رنج نخستخلید خار درشتی بپای طفلی خرد←شمارهٔ ۷۱ - روباه نفسز قلعه، ماکیانی شد به دیوار←شمارهٔ ۷۲ - روح آزادتو چو زری، ای روان تابناک←شمارهٔ ۷۳ - روح آزردهبه شکوه گفت جوانی فقیر با پیری←شمارهٔ ۷۴ - روش آفرینشسخن گفت با خویش، دلوی بنخوت←شمارهٔ ۷۵ - زاهد خودبینآن نشنیدید که در شیروان←شمارهٔ ۷۶ - سپید و سیاهکبوتری، سحر اندر هوای پروازی←شمارهٔ ۷۷ - سختی و سختی‌هانهفتن به عمری غمِ آشکاری←شمارهٔ ۷۸ - سرنوشتبه جغد گفت شبانگاه طوطی از سرِ خشم←شمارهٔ ۷۹ - سرود خارکنبه صحرا، سرود اینچنین خارکن←شمارهٔ ۸۰ - سر و سنگنهان کرد دیوانه در جیب، سنگی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth