شعر را زندگی کن
→ رضی‌الدین آرتیمانیرضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۱بی‌پرده برون میا که بسیار←غزل شمارهٔ ۴۲چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار←غزل شمارهٔ ۴۳آن روی چون ماه آن زلف چون مار←غزل شمارهٔ ۴۴شور عشقی کرده بازم بیقرار←غزل شمارهٔ ۴۵ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز←غزل شمارهٔ ۴۶چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش←غزل شمارهٔ ۴۷مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ←غزل شمارهٔ ۴۸بهوش باش که در بارگاه رد و قبول←غزل شمارهٔ ۴۹همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم←غزل شمارهٔ ۵۰گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم←غزل شمارهٔ ۵۱با رخ همچو صبح و زلف چو شام←غزل شمارهٔ ۵۲چو از جور رقیبان از در او بار می‌بستم←غزل شمارهٔ ۵۳پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم←غزل شمارهٔ ۵۴جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم←غزل شمارهٔ ۵۵تا بسر شوری از آن زلف پریشان دارم←غزل شمارهٔ ۵۶زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم←غزل شمارهٔ ۵۷دور از و بسکه سوزم و سازم←غزل شمارهٔ ۵۸گهی هشیار و گه مست و ملنگم←غزل شمارهٔ ۵۹وصالش دمی گر شود حاصلم←غزل شمارهٔ ۶۰چون دم از سودای جانان میزنم←غزل شمارهٔ ۶۱آنچه من از تو، خدا می‌بینم←غزل شمارهٔ ۶۲یکدم که دست داده و با هم نشسته‌ایم←غزل شمارهٔ ۶۳آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم←غزل شمارهٔ ۶۴دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم←غزل شمارهٔ ۶۵ما بهر هلاک خود هلاکیم←غزل شمارهٔ ۶۶بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم←غزل شمارهٔ ۶۷آموخت ما را آن زلف و گردن←غزل شمارهٔ ۶۸بهار حسن یا بستان عشق است←غزل شمارهٔ ۶۹حیفم آید که گویدش کس جان←غزل شمارهٔ ۷۰غمزه خونریز و عشوه در پی جان←غزل شمارهٔ ۷۱ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن←غزل شمارهٔ ۷۲مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از من←غزل شمارهٔ ۷۳مرا دستی است بالا دست گردون←غزل شمارهٔ ۷۴روی یار است یا گل نسرین←غزل شمارهٔ ۷۵نتوان گذشتن آسان از آن کو←غزل شمارهٔ ۷۶تو بدین چشم شوخ و روی چو ماه←غزل شمارهٔ ۷۷ای کاش که بود ما نبودی←غزل شمارهٔ ۷۸کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری←غزل شمارهٔ ۷۹این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری←غزل شمارهٔ ۸۰ای که به جز دلبری تو کار نداری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth