→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
شاه و درویش
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - آمدن شهزاده به شهر و کیفیت استقبال اوشاه تا نامهٔ پدر برخواند←بخش ۴۲ - در صفت خزان و وفات کردن خسرواین بود اقتضای لیل و نهار←بخش ۴۳ - وصیت خسرو و وفات و تجهیز و تدفین اوشاه را خواندی سوی خود خسرو←بخش ۴۴ - ایضا فی الموعظه النصیحهلالهزار جهان عجب باغیست←بخش ۴۵ - بر تخت نشستن شاه و توفیهٔ عهد با درویشدور او همچو دور می خوش بود←بخش ۴۶ - آمدن گدا به دربار شاهچون ز الطاف شاه نیکاندیش←بخش ۴۷ - به وصل رسیدن درویش و دوری او بار دیگر به جور رقیبگفت راوی که شاه هر نفسی←بخش ۴۸ - عزیمت کردن شاه بر سر خصم و ظفر یافتن او بر دشمن و کشته شدن رقیبباز چون موسم زمستان شد←بخش ۴۹ - عمر به سر کردن شاه و گدا با یکدیگرچون سر زلف شب به دست آمد←بخش ۵۰ - در بیوفایی عمرآه ازین منزلی که در پیشست←بخش ۵۱ - در خاتمهٔ کتاب گویدشکر لله که این خجسته کلام←بخش ۵۲ - حکایت به طریق تمثیلکرکسی ژاژخای بیمعنی←بخش ۵۳ - مناجاتکردگارا به بینیازی خویش←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲