شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قطعهٔ شمارهٔ ۸۱خلق حسن باشدش هر که حسینی بود←قطعهٔ شمارهٔ ۸۲بنمود جمال او به خوابم←قطعهٔ شمارهٔ ۸۳ساقی اگر باده از آن خم دهد←قطعهٔ شمارهٔ ۸۴همه عالم چو سایه سجده کنان←قطعهٔ شمارهٔ ۸۵هر کجا محدثی بود بی ‌شک←قطعهٔ شمارهٔ ۸۶از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا←قطعهٔ شمارهٔ ۸۷سوی اللّه چیست ای صوفی صافی←قطعهٔ شمارهٔ ۸۸علماء رسوم می بینم←قطعهٔ شمارهٔ ۸۹چون کمال همه بود به وجود←قطعهٔ شمارهٔ ۹۰موج و بحر و حباب قطره تمام←قطعهٔ شمارهٔ ۹۱شاها کرمی بکن مکن جنگ←قطعهٔ شمارهٔ ۹۲کیمیای ولایتی دارم←قطعهٔ شمارهٔ ۹۳پرسند ز من چه کیش داری←قطعهٔ شمارهٔ ۹۴هر کجا شهریست اقطاع من است←قطعهٔ شمارهٔ ۹۵در خرابات رند و سرمستم←قطعهٔ شمارهٔ ۹۶شنیدم ساقی سرمست می گفت←قطعهٔ شمارهٔ ۹۷پیدا شده در عالم آن نور جمال او←قطعهٔ شمارهٔ ۹۸به درد دل گرفتارم به من ده دُردی دردش←قطعهٔ شمارهٔ ۹۹نعمت‌اللّهم وز آل رسول←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۰تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۱خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۲تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳بر لب دریا چه می گردی نشین←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۴در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۵وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۶ار قضای خدای عزوجل←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۷چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۸دست در دست زن مزن خواجه←قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۹نیم تنی ملک سلیمان گرفت←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۰گفته بودم تو را که گندم کار←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۱واحدیت یکی است از وجهی←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۲نیک و بد را به لطف خود بنواز←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۳منم که همت من جز خدا نمی جوید←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۴منم که همت من جز خدا نمی جوید←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۵دولتت را که هست پاینده←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۶نود و هفت سال عمر خوشی←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۷هرکس که لباس احدی پوشیده←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۸در روزه و در زکوة و در حج←قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۹در خواجه باغ صبحگاهی←قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۰ای که می‌پوشی لباس اهل دل یک ره بدان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth