→ شیخ محمود شبستریشیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری
کنز الحقایق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیمبه نام آن که اول کرد و آخر←بخش ۲ - در حقیقت اسلام فرمایدچه فرقست ای پسر از جسم تا جان←بخش ۳ - حکایتچه نیکو گفت آن پیر سخندان←بخش ۴ - در تحقیق حقیقتبه کلی دور شو از رسم و عادت←بخش ۵ - در تحقیق طهارتز دنیا و ز دنیادار شو دور←بخش ۶ - در تحقیق نمازخشوع مومنان جان نماز است←بخش ۷ - در تحقیق زکوةچو دانستی عماد دین صلوه است←بخش ۸ - حکایتچنین گویند مردی بود قصاب←بخش ۹ - در تحقیق روزهز خشم و شهوت و از حرص و کینه←بخش ۱۰ - در تحقیق حج و ارکان آن گویدهر آن امری که فرمودت به جای آر←بخش ۱۱ - در تحقیق جهاد و معنی آنز بعد او دگر رکن جهاد است←بخش ۱۲ - در پیدایش نفس و صفت آنچنین گفتند دانایان اسرار←بخش ۱۳ - در حقیقت نفس گویدمثال اینست نیکو فهم آن کن←بخش ۱۴ - در تحقیق مراتب نفسچو میخواهی بدانی نفس و شیطان←بخش ۱۵ - در حکمت و موعظتتو نفست دل کن و دل را چو جان کن←بخش ۱۶ - در موازنهٔ نفس در تمثیل جام جمیکی جم نام وقتی پادشا بود←بخش ۱۷ - در ذکر شیطان و لعنت کردن بر اوز من بشنو بیان حال شیطان←بخش ۱۸ - مثالمثالی گویمت بنیوش آن را←بخش ۱۹ - در مناظرهٔ موسی علیهالسلامچو موسی باز میگردید از طور←بخش ۲۰ - و ۴۱ مفقود است)چو تسبیح از خواهر این اسرار بشنود←بخش ۲۱ - در بیان نهایت عشق استبه صورت آدمی کرده است نقاش←بخش ۲۲ - در تحقیق شریعت و بیان طریقتسوالی چند کردم از حکیمی←بخش ۲۳ - در تحقیق الدنیا سجن المؤمنچو دنیا مومنان را هست زندان←بخش ۲۴ - در تحقیق بهشت و دوزخاگر تو خوی خوش داری به هر کار←بخش ۲۵ - در تحقیق رزقیقین دان رزق جان از علم و دین است←بخش ۲۶ - التعظیم لامر الله و الشفقه علی خلق اللهبه جان تعظیم امر حق به جا آر←بخش ۲۷ - در تحقیق عیسی و دجالدو چشمست آدمی را بی ضرورت←بخش ۲۸ - در شناخت مهدی سلام الله علیهبسی گفتند از عیسی و مهدی←بخش ۲۹ - در شرح حضرت مهدی سلام الله علیهخوشا وقت کسان عهد مهدی←بخش ۳۰ - در صفت حضرت مهدیببین چون بهترین مهتران اوست←بخش ۳۱ - در تحقیق موتوا قبل ان تموتوابمیر ای بیخبر گر میتوانی←بخش ۳۲ - در تحقیق صراطصراط اندر حقیقت چیست راهست←بخش ۳۳ - در تحقیق میزانندانی چیست تحقیق ترازو←بخش ۳۴ - در تحقیق قیام قیامتچو بهتر در زمانه علم و جانست←بخش ۳۵ - در نشردلیل است ای اخی بر حشر و نشرت←بخش ۳۶ - در جزلی عملگرت امروز سوی ظلم میل است←بخش ۳۷ - در حسب حال و ختم کتاب گویدسخن در سینه زین بسیار دارم←