شعر را زندگی کن
سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرحمرد کو عاشق دوگانه بُوَد←بخش ۴۲ - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبیآن بنشنیده‌ای که در راهی←بخش ۴۳ - اندر مذمّت بددلی و بددلمثلست این که در عذابکده←بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرتاز زره بود پشتِ حیدر فرد←بخش ۴۵ - حکایت در این معنینه بپرسید از جحی حیزی←بخش ۴۶ - اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردناوّلین بند در رهِ آدم←بخش ۴۷ - التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روح‌اللّٰه و تجریدهروح را چون ببرد روح امین←بخش ۴۸ - حکایت روح‌اللّٰه علیه‌السّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیسدر اثر خوانده‌ام که روح‌اللّٰه←بخش ۴۹ - فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمرمی همی خور کنون به بوی بهار←بخش ۵۰ - اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقیآز را از درون خود پیوست←بخش ۵۱ - در ذمّ مقابح و افعال نکوهیده و منع آنمبر این زندگی به صدرِ سعیر←بخش ۵۲ - التمثّل فی شأن اصحاب الغفلة و نظر السّوءآن شنیدی که در طواف زنی←بخش ۵۳ - اندر صفت ربیع و تشبیهات گوید ذکر الربیع یحیی القلوب المیتة و یشرح الصدور الضیقةشُکر انصاف بر زبان بهار←بخش ۵۴ - در تسویت پارسی و تازیفضل دین در رهِ مسلمانیست←بخش ۵۵ - در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیستعلم خوان تات جان قبول کند←بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گویدمر سران را چو طامع و می خوار←بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیامال بر کف چو پیل بر کشتیست←بخش ۵۸ - التمثل فی اصحاب المغرورینآن شنیدی که بود مردی کور←بخش ۵۹ - حکایتآن شنیدی که در ولایت شام←بخش ۶۰ - حکایتخواست وقتی ز عجز دینداری←بخش ۶۱ - حکایتبود در روم بلبل و زاغی←بخش ۶۲ - حکایتبود در شهر بلخ بقّالی←بخش ۶۳ - حکایتآن سلیمان که در جهان قدر←بخش ۶۴ - حکایتگفت در وقت مرگ اسکندر←بخش ۶۵ - حکایتآن شنیدی که با سکندر راد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth