شعر را زندگی کن
→ شاطر عباس صبوحیشاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - نقش توآن‌که رخسار تو با زلف گره‌گیر کشید←شمارهٔ ۴۲ - آتش سینهپرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید←شمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگانکی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار←شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خونشوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکش←شمارهٔ ۴۵ - نگران روی اوچنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویش←شمارهٔ ۴۶ - زلف و خالای خواجه چشم من همه سوی خط است و خال←شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمالشبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال←شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیداییز عشق روی تو، چون بلبل از گل←شمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستم←شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم←شمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدم←شمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدم←شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم←شمارهٔ ۵۴ - سرخوشمخوش می‌کشد به سوی تو این عشق سرکشم←شمارهٔ ۵۵ - شاطر عشقمن اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم←شمارهٔ ۵۶ - هلهصبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم←شمارهٔ ۵۷ - جام جهان بینوقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم←شمارهٔ ۵۸ - پرده های رازدو چشم مست تو، خوش می‌کشند ناز از هم←شمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهانبار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیم←شمارهٔ ۶۰ - گوهروقت آن است که از خانه به بازار شویم←شمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفناز حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن←شمارهٔ ۶۲ - بیدل حیرانتوئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویان←شمارهٔ ۶۳ - رقیبره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زن←شمارهٔ ۶۴ - زبونی دلدر خم زلف تو، پابند جنون شد دل من←شمارهٔ ۶۵ - تماشاآسمان گر ز گریبان قمر آورده برون←شمارهٔ ۶۶ - آیهٔ رحمتغبار نیست که بر گرد عارض ترش است این←شمارهٔ ۶۷ - تمنّازلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمن←شمارهٔ ۶۸ - نکته به نکته، مو به موفصل بهار شد، بیا تا به خُم آوریم رو،←شمارهٔ ۶۹ - خیال تواز حالت چشم تو مرا بیم گرفته←شمارهٔ ۷۰ - گره مار به ماربه اختیار زدم دل به زلف یار، گره←شمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقهغمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه←شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانهبر جان، شرار عشقت، خوش می‌کشد زبانه←شمارهٔ ۷۳ - گل شب‌بودلبرا بر روی ماهت این پریشان موست داری؟←شمارهٔ ۷۴ - باز، دل می‌بری ای که صد سلسله دل، بسته به هر مو داری←شمارهٔ ۷۵ - وطن تودلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth