شعر را زندگی کن
→ ابن حسام خوسفیابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۴۱خواهی که به کام دشمنانت نکنند←رباعی شمارهٔ ۴۲ای در گران مایه دریای وجود←رباعی شمارهٔ ۴۳بر عارض چون گل تو سنبل بدمید←رباعی شمارهٔ ۴۴آن پیر که جنبشی ازو می آید←رباعی شمارهٔ ۴۵تیر تو چو شست کابلی بگشاید←رباعی شمارهٔ ۴۶آن سنبل تر چو بر لب آب آید←رباعی شمارهٔ ۴۷تیر دگران اگر زره بگشاید←رباعی شمارهٔ ۴۸یا بوی تو از باد صبا می آید←رباعی شمارهٔ ۴۹این باد معنبر ز کجا می آید←رباعی شمارهٔ ۵۰گویند همایی به هوا می آید←رباعی شمارهٔ ۵۱ابر آمد و بر روی هوا می گرید←رباعی شمارهٔ ۵۲با نغمه داوود کمانچه نزنید←رباعی شمارهٔ ۵۳ای دست نشان قلمت لؤلؤ تر←رباعی شمارهٔ ۵۴ای دست امید ما به لطف تو دراز←رباعی شمارهٔ ۵۵گر پیر شدم دلم جوانست هنوز←رباعی شمارهٔ ۵۶ای باد نشان کوی دلدار بپرس←رباعی شمارهٔ ۵۷بیداری شبهای من از اختر پرس←رباعی شمارهٔ ۵۸ماییم و هزار گونه خودکامی خویش←رباعی شمارهٔ ۵۹بنشست به ناز سرو در دامن باغ←رباعی شمارهٔ ۶۰سرو آمد و بنشست به رعنایی باغ←رباعی شمارهٔ ۶۱ای ماه گرفته روی آن ماه دریغ←رباعی شمارهٔ ۶۲هر چند که یار پارسا باشد گرگ←رباعی شمارهٔ ۶۳در مانده به چنگ شیر و دندان پلنگ←رباعی شمارهٔ ۶۴نور تو که در سینه نهان بد چو هلال←رباعی شمارهٔ ۶۵ای قطره ز دریا برسیدی به کمال←رباعی شمارهٔ ۶۶آنها که ببسته اند چون رشته طبل←رباعی شمارهٔ ۶۷بلبل بنشست باز بر منبر گل←رباعی شمارهٔ ۶۸بشکفت شکوفه باز چون خرمن گل←رباعی شمارهٔ ۶۹تیسیر ز فَسر سخنت یافت نظام←رباعی شمارهٔ ۷۰بدخواه تو صد بلا کشیده چو قلم←رباعی شمارهٔ ۷۱تا نرگس یار لاله گون می بینم←رباعی شمارهٔ ۷۲از خرمن جود خوشه ای می خواهم←رباعی شمارهٔ ۷۳ماییم که بی هیچ غمی دم نزنیم←رباعی شمارهٔ ۷۴گر موی تو را مشک خطا می گویم←رباعی شمارهٔ ۷۵تا من صفت عارض او می گویم←رباعی شمارهٔ ۷۶از خاک جهان به زرق رستن نتوان←رباعی شمارهٔ ۷۷اکنون که وداع می کنی مسکین من←رباعی شمارهٔ ۷۸خود نیست کسی دگر تبهکار چو من←رباعی شمارهٔ ۷۹ای روضه برون آی رسول ثقلین←رباعی شمارهٔ ۸۰جانیست مرا و نیست اندر خور تو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth