→ عنصریعنصری
عنصری
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱بر آتش هجر عمری ار بنشینم←شمارهٔ ۴۲ای دل چو به غمهای جهان درمانم←شمارهٔ ۴۳راز تو ز بیم خصم پنهان دارم ←شمارهٔ ۴۴گفتم که چرا چو ابر خونبارانم←شمارهٔ ۴۵گفتم که چه نامی ای پسر؟ گفتا: غم←شمارهٔ ۴۶من صورت تو به دیده اندر دارم←شمارهٔ ۴۷باید که تو اینقَدَر بدانی بهیقین←شمارهٔ ۴۸دیدار به دل فروخت نفروخت گران←شمارهٔ ۴۹سیب و گل و سیم دارد آن دلبر من←شمارهٔ ۵۰در عشق تو پای کس ندارد جز من←شمارهٔ ۵۱بگرفت سر زلف تو رنگ از دل تو←شمارهٔ ۵۲آمد به سمرقند شه از رغم عدو←شمارهٔ ۵۳ای تیره شده آب بجوی تو ز تو←شمارهٔ ۵۴وز دست همی در گذرد کارم ازو←شمارهٔ ۵۵با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه←شمارهٔ ۵۶آیا که مرا تو دستگیری یا نه←شمارهٔ ۵۷چون مهره بروی تخته نردیم همه←شمارهٔ ۵۸گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه←شمارهٔ ۵۹از چهره و حسنشان همی تابد ماه←شمارهٔ ۶۰منگر تو بدو تا نشود دلت از راه←شمارهٔ ۶۱ای ماه به روی لاله رنگ آمده ای ←شمارهٔ ۶۲ای روی تو چشم حسن را بینایی←شمارهٔ ۶۳رخ پاکتر از ضمیر صادق داری←شمارهٔ ۶۴گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی←شمارهٔ ۶۵خوبی ز رخِ تو برگرفته است پری←شمارهٔ ۶۶ای کاش من آن دو زلف عنبر برمی←شمارهٔ ۶۷شمشاد قد و نوش لب و عاج بری←شمارهٔ ۶۸بر لاله ز مشگ زلف را گاه زدی←شمارهٔ ۶۹چون بر پائی بسرو سیمین مانی←شمارهٔ ۷۰بر شست دو زلف حلقه بست آوردی←شمارهٔ ۷۱بر زلف مگر تهمت ناحق داری←شمارهٔ ۷۲اندر شکنِ زلف، مرا بشکستی←شمارهٔ ۷۳بر چهرۀ خوبت آفرین کرده کسی←شمارهٔ ۷۴فریاد کنم زان سر زلف تو بسی←شمارهٔ ۷۵ای رخ نه رخی ، که لالۀ سیرابی←شمارهٔ ۷۶گر زلف ترا رخ تو منزل نشدی←شمارهٔ ۷۷از حور بتی چون تو نزاید پسری←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲