→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱عالم چو بوی عافیت شهریار یافت←شمارهٔ ۸۲یاد باد آن شب که یارم دل ز منزل برگرفت←شمارهٔ ۸۳هر نور و هر نظام که ملک جهان گرفت←شمارهٔ ۸۴خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید←شمارهٔ ۸۵چون خُلد شد خراسان با شادی مُخلٌد←شمارهٔ ۸۶تا جهان باشد خداوند جهان خاتون بود←شمارهٔ ۸۷ماهکند بر فلک ستایش آن خَدّ←شمارهٔ ۸۸به فال فرخ و روز مبارک از بغداد←شمارهٔ ۸۹ای شاد ز تو خلق و تو از دولت خود شاد←شمارهٔ ۹۰از دولت عالی به سعادت ستدم داد←شمارهٔ ۹۱در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد←شمارهٔ ۹۲خلعت سلطان عالم آفتاب دین و داد←شمارهٔ ۹۳ای آمده ناگه به نشابور ز بغداد←شمارهٔ ۹۴به گل یاسمن دوش پیغام داد←شمارهٔ ۹۵ای صلاح ملک و دین در عالم کون و فساد←شمارهٔ ۹۶بقای شهریار تاجور باد←شمارهٔ ۹۷همیشه دولت و اقبال شاه سنجر باد←شمارهٔ ۹۸جاودان گیتی به حکم شاه گیتی دار باد←شمارهٔ ۹۹خدایگان جهانی خدای یار تو باد←شمارهٔ ۱۰۰عید و آدینه بهم بر پادشا فرخنده باد←شمارهٔ ۱۰۱دولت و دین را خدای فر و بها داد←شمارهٔ ۱۰۲دولت موافقان تو را جاه و مال داد←شمارهٔ ۱۰۳شهی که گوهر و دینار رایگانی داد←شمارهٔ ۱۰۴هرکس که دل بر آن صنم دلستان نهاد←شمارهٔ ۱۰۵تا نگار من ز سنبل بر سمن پر چین نهاد←شمارهٔ ۱۰۶بتی کاو نسبت از نوشاد دارد←شمارهٔ ۱۰۷ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد←شمارهٔ ۱۰۸مَلِک سنجر جهانداری به میراث از پدر دارد←شمارهٔ ۱۰۹ز مشرق تا حد مشرق شناسد هرکه دین دارد←شمارهٔ ۱۱۰بتی که او نسب از لعبتان چین دارد←شمارهٔ ۱۱۱هر روزکه خورشید سر ازکوه برآرد←شمارهٔ ۱۱۲تا شهریار دادگر آهنگ شام کرد←شمارهٔ ۱۱۳آن خداوند که آفاق به یک فرمان کرد←شمارهٔ ۱۱۴ازگل همی نگارم سنبل برآورد←شمارهٔ ۱۱۵چیست آنگوهرکه ارکان دست خمّار آورد←شمارهٔ ۱۱۶بر گل از سنبل نگارم دام مادام آورد←شمارهٔ ۱۱۷بهاری کز دو رخسارش همی شمس و قمر خیزد←شمارهٔ ۱۱۸ز فَرّ باد فروردین جهان چو خلد رضوان شد←شمارهٔ ۱۱۹شه مشرق ملک سنجر به دارالملک باز آمد←شمارهٔ ۱۲۰اَلمِنهٔ لله که به اقبال خداوند←