→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱آنی تو که نیست در دعای تو ریا←شمارهٔ ۲گر دل نشود ز درد جانکاه جدا←شمارهٔ ۳یا رب که فسانه مختصر کن ما را←شمارهٔ ۴خواهی که کنی قبله سر کویت را←شمارهٔ ۵افسرده مکن چو تیرهروزان خود را←شمارهٔ ۶بیهوده مشو برق گیاه فقرا←شمارهٔ ۷گر یافتهای حقیقت عالم را←شمارهٔ ۸چون منصب عاشقی فلک داد مرا←شمارهٔ ۹از بیهنریست اینقدر داد مرا←شمارهٔ ۱۰گردون که به دیده خار افکند مرا←شمارهٔ ۱۱آن گل که ز نکهتش بشد هوش مرا←شمارهٔ ۱۲طبعی که بود حریص مر عصیان را←شمارهٔ ۱۳هرچند خرد جلوه دهد سامان را←شمارهٔ ۱۴عالم که اله آفریدهست آن را←شمارهٔ ۱۵از بدنامی چه باک بدنامان را؟←شمارهٔ ۱۶باید به مدارا طلبید آن مه را←شمارهٔ ۱۷کی قدر شود بلند هر کوته را؟←شمارهٔ ۱۸با فقر چه قدر، دنیی و عقبی را؟←شمارهٔ ۱۹بردیم به چرخ آه شررناکی را←شمارهٔ ۲۰بگذار چو آه، آسمانپویی را←شمارهٔ ۲۱در حضرت دوست انس جان را چه بقا←شمارهٔ ۲۲هرگز نکشد مد طمع، خامه ما←شمارهٔ ۲۳عاقل ز سراب، در گمان دریا←شمارهٔ ۲۴عالِم که به جاهلش سوال است و جواب←شمارهٔ ۲۵زین گونه که رشک داردم در تب و تاب←شمارهٔ ۲۶بی پیر، مرید کی شود مست و خراب؟←شمارهٔ ۲۷عاشق باشد ز شور خود مست و خراب←شمارهٔ ۲۸چندین به خرابی فلک چیست شتاب؟←شمارهٔ ۲۹گیرم که ز اصل خود کند فرع، حجاب←شمارهٔ ۳۰واعظ که خبر ندارد از جان خراب←شمارهٔ ۳۱آن را که بزرگ است خرد در همه باب←شمارهٔ ۳۲قدرت نشود بلند از علم کتاب←شمارهٔ ۳۳تا کرد قضا بنای این دیر خراب←شمارهٔ ۳۴ای تشنه فیض تو چه دریا چه سراب←شمارهٔ ۳۵در فقر، ریاضت است باب از همه باب←شمارهٔ ۳۶از مرحله کذب گذشتم به شتاب←شمارهٔ ۳۷آمد ز ازل گوهر معنی کمیاب←شمارهٔ ۳۸ای صبح ز فیض نفست عرش جناب←شمارهٔ ۳۹چون ساخته شد کار جهان را اسباب←شمارهٔ ۴۰وقت است اگر عنان سپاری به شتاب←
۱ از ۱۷صفحهٔ بعد ←