→ خاتمة الحیاتجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱انما الله واحد و احد←شمارهٔ ۲زهی از دو رخ شاه دنیا و دین←شمارهٔ ۳برآمد شاه عشق از طور سینا←شمارهٔ ۴عاشقم اما نمی گویم کجا←شمارهٔ ۵به اسرار حقیقت نیست جز پیر مغان دانا←شمارهٔ ۶هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها←شمارهٔ ۷الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکلها←شمارهٔ ۸نات سلمی و لکن لاخ برق من مغانیها←شمارهٔ ۹به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا←شمارهٔ ۱۰بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را←شمارهٔ ۱۱سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد را←شمارهٔ ۱۲کو قاصدی که شرح غم اشتیاق را←شمارهٔ ۱۳عارض ز خط آراسته شد نوش لبم را←شمارهٔ ۱۴نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را←شمارهٔ ۱۵جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا←شمارهٔ ۱۶پاره پاره دل حزین مرا←شمارهٔ ۱۷عید شد و عالمی کشته جولان تو را←شمارهٔ ۱۸چنان محروم خواهد یار از دیدار خود ما را←شمارهٔ ۱۹خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ما←شمارهٔ ۲۰به سبز خطی یار و سفیدمویی ما←شمارهٔ ۲۱ای خسته دل شکسته ما←شمارهٔ ۲۲گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها←شمارهٔ ۲۳هر شبی از تو درین گوشه کاشانه جدا←شمارهٔ ۲۴دستم از جور رقیب است ز دامان حبیب←شمارهٔ ۲۵زلف معشوق به دست دگران است امشب←شمارهٔ ۲۶ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب←شمارهٔ ۲۷ای دل به بوسه بر لب هر نازنین مچسپ←شمارهٔ ۲۸زهی فراق تو چون مرگ هادم اللذات←شمارهٔ ۲۹پیش قدت دست خدمت بسته هر سروی که هست←شمارهٔ ۳۰چو عشق بر دوجهان حرف اتحاد نوشت←شمارهٔ ۳۱صبحدم داشتم از غنچه نشکفته شگفت←شمارهٔ ۳۲تا کرد جا به گوشم آوازه جمالت←شمارهٔ ۳۳ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت←شمارهٔ ۳۴گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست←شمارهٔ ۳۵روی خوش تو مطلع صبح صباحت است←شمارهٔ ۳۶امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است←شمارهٔ ۳۷آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است←شمارهٔ ۳۸تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است←شمارهٔ ۳۹این کلبه نشیمن نیاز است←شمارهٔ ۴۰به ابروان مه من در خم فلک طاق است←
۱ از ۸صفحهٔ بعد ←