→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات ناتمام
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱عتاب تلخ او شیرین کن جانهاست، مستان را←شمارهٔ ۴۲آمال کوته است ز دنیا بریده را←شمارهٔ ۴۳رنگین بود سخن، دل در خون تپیده را←شمارهٔ ۴۴مردان کنند خوش، غم و هجر همیشه را←شمارهٔ ۴۵جام عتاب داده ای، غمزه کینه خواه را←شمارهٔ ۴۶اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی را←شمارهٔ ۴۷به پیری می کشیم آسوده، بار زندگانی را←شمارهٔ ۴۸حق تعلیم دارم، خوش قدانِ بوستانی را←شمارهٔ ۴۹نباشد ناقه ای جز شوق، مجنون الهی را←شمارهٔ ۵۰بلای جان، زبان تلخ باشد، اهل دعوی را←شمارهٔ ۵۱خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را←شمارهٔ ۵۲ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را←شمارهٔ ۵۳نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را←شمارهٔ ۵۴از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را←شمارهٔ ۵۵ز دوری خاطرم تنگ است و نتوانم رسید آنجا←شمارهٔ ۵۶غم دل از می و مطرب مرا فزود اینجا←شمارهٔ ۵۷سخنور چون شدی، خاموش بنشین چون نگین اینجا←شمارهٔ ۵۸ترانه کرد صریر نیم، دراز اینجا←شمارهٔ ۵۹نخواهد برد جان از رشک ما خصم عنود ما←شمارهٔ ۶۰هرزه دراست در رهش، سینه چاک چاک ما←شمارهٔ ۶۱که خواهد کرد یاد از خستگان بی نوا آنجا؟←شمارهٔ ۶۲از عکس رخش باده فروش است دل ما←شمارهٔ ۶۳با اشک روان، قطره زنان است دل ما←شمارهٔ ۶۴ندید از گرد راهش، دیده هرگز سرمه واری را←شمارهٔ ۶۵به جان بستیم پیمان محبّت، عشوه سازی را←شمارهٔ ۶۶خاک آسوده، چو سیماب شد ازگریهٔ ما←شمارهٔ ۶۷مپرس از شورش صحرای دل دیوانهٔ ما را←شمارهٔ ۶۸به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را←شمارهٔ ۶۹چراغ کلبهٔ درویش، نور ماه می باشد←شمارهٔ ۷۰غم عشقت خلاص ازرنج دنیا می کند ما را←شمارهٔ ۷۱جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را←شمارهٔ ۷۲هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را←شمارهٔ ۷۳تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را←شمارهٔ ۷۴این است که دل برده و خون کرده بسی را←شمارهٔ ۷۵کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا←شمارهٔ ۷۶ای که در کشتن عشاق درنگ است تو را←شمارهٔ ۷۷افروخت بخت تیره، ز اشک مدام ما←شمارهٔ ۷۸بهار آمد که می در جام میخوران شود پیدا←شمارهٔ ۷۹به بازاری که دلق میگساران می شود پیدا←شمارهٔ ۸۰داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما←