→ مثنویاتحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
فرهنگ نامه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - فرهنگ نامهبه نام نگارنده هست و بود←بخش ۲ - در نعت خواجه دوسرا علیه و علی آله التحیه و الثثاچرا نام مشتی گدایان بَرم؟←بخش ۳ - خطاب زمین بوسسپهر آستانا، ملک چاکرا←بخش ۴ - در منقبت سرور اولیا -علیه التحیّه و الثّنا- یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)سر شیرمردان عالم، علی←بخش ۵ - ستایش خاقان سخنسخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست←بخش ۶ - در گشایش این نامهٔ نامی گویدشکست استخوان، طبع اندیشه زای←بخش ۷ - در وصف حسنبر وبرز ، چون سرو آراسته←بخش ۸ - صفت جنگدل خاک شد از ستوران، ستوه←بخش ۹ - صفت تیغتناور نهنگیست شمشیر او←بخش ۱۰ - صفت اسبخرامنده کوهی، فلک پیکری←بخش ۱۱ - صفت نامهبفرمود دانای روشن ضمیر←بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گویدز افسون چرخِ دریده دهل←بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرمایدبه دیبا و اطلس فریباست، زن←بخش ۱۴ - خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکمچو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر←بخش ۱۵ - حکایتشنیدم شهنشاه گیتی گشای←بخش ۱۶ - صفت ممالک بهشت نشان ایران عَمَّره اللّهبهشت برین است ایران زمین←بخش ۱۷ - در توصیف دارالسلطنه اصفهان گویدگرامی ترین عضو انسان دل است←بخش ۱۸ - در صفت خاموشی گویدتو را تا نباشد گرانمایه ای←