شعر را زندگی کن
→ نیر تبریزینیر تبریزی
نیر تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود←شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کند←شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد←شمارهٔ ۸۴انس من ای شیخ با می است و دف و عود←شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه←شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند←شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر←شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر←شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر←شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیز←شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیز←شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش←شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش←شمارهٔ ۹۴نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش←شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منش←شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش←شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش←شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش←شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ←شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول←شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم←شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم←شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنم←شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم←شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم←شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترم←شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم←شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادم←شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویم←شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم←شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم←شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌ام←شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم←شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم←شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم←شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونم←شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم←شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من←شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمران←شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth