شعر را زندگی کن
→ قائم مقام فراهانیقائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی

جلایرنامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱چنین گوید غلام تو جلایر←بخش ۲جلایر در سواری اوستاد است←بخش ۳جلایر هر دو چشمش سرمه دارد←بخش ۴جلایر سینه پر سوز دارد←بخش ۵جلایر قرض او بی حد و مَرْ شد←بخش ۶جلایر یک سفر بغداد کرده←بخش ۷امام و پیشوا در خنده افتاد←بخش ۸خوشا آنان که ملک و آب دارند←بخش ۹جلایر زان شدیدالجوله آید←بخش ۱۰جلایر مرکب رهوار دارد←بخش ۱۱جلایر سر به جیب فکر برده←بخش ۱۲جلایر نیز اگر طماع باشد←بخش ۱۳جلایر چون گذارش بر ری افتاد←بخش ۱۴جلایر رفت و بر خود کرد واجب←بخش ۱۵جلایر شرح دیگر را بیان کن←بخش ۱۶جلایر کن دعا این انجمن را←بخش ۱۷جلایر غم مخور چون شه کریم است←بخش ۱۸جلایر! شاه ظل کردگارست←بخش ۱۹جلایر چند مغموم و حزینی←بخش ۲۰جلایر می‌شود مشعوف چندان←بخش ۲۱جلایر رو دعایش گیر از سر←بخش ۲۲جلایر هست شیرین کامت از شاه←بخش ۲۳جلایر کام تو زان شهد کام است←بخش ۲۴جلایر! به ز خلعت هست الطاف←بخش ۲۵جلایر! بر دعا ختم سخن کن←بخش ۲۶جلایر! از دعایش سود بینی←بخش ۲۷جلایر! گر توانی کرد، کاری←بخش ۲۸جلایر زود نظم این حکایت←بخش ۲۹جلایر چون تواند شاهزاده←بخش ۳۰تعجب ها جلایر کرد زان ریش←بخش ۳۱جلایر بر دعا کن ختم این عرض←بخش ۳۲جلایر کلک گوهرریز کن تیز←بخش ۳۳جلایر را در آن درهای مکنون←بخش ۳۴جلایر! رو دعا کن ختم عرض است←بخش ۳۵چو کردی ختم بر نعت و دعائی←بخش ۳۶اگر انصاف باشد باز گویم←بخش ۳۷جلایر بر دعا کن ختم، عرضت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth