→ امیر حسینی هرویامیر حسینی هروی
امیر حسینی هروی
کنز الرموز
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیمباز طبعم را هوای دیگر است←بخش ۲ - فی نعت النبی صلی الله علیه و آلهخواجه کونین ختم مرسلین←بخش ۳ - در بیان معرفت و نصیحت گویدهان حسینی این همه سودا چراست←بخش ۴ - حکایتقصهخوانی بر سر حرفم رسید←بخش ۵ - در بیان معرفت عشق و تحقیق آنچون سمند فکرتم جولان نمود←بخش ۶ - در بیان معرفت اسلام و کیفیت آنهان دهان این گوهر کان خرد←بخش ۷ - در بیان معرفت نماز و کیفیت آننفس تست آلوده حرص و هوا←بخش ۸ - در بیان معرفت زکوة و کیفیت آنمالها داری تو ای صاحب نصاب←بخش ۹ - در بیان معرفت روزهتا تو باشی بسته هر بیم و تاب←بخش ۱۰ - در بیان معرفت حجزین گریبان هر که سر برمی زند←بخش ۱۱ - در بیان معرفت علمای گرامی گوهر عالی نسب←بخش ۱۲ - در بیان معرفت توحیدچون مسافر گشتی اندر راه دین←بخش ۱۳ - در بیان تعریف عارفچون بوحدت درگذشتی از دوئی←بخش ۱۴ - در بیان معرفت نفس گویدچون تو نفس خویش را بشناختی←بخش ۱۵ - در بیان نفس اماره گویداز مقام سرکشی بیرون برش←بخش ۱۶ - در بیان معرفت دل گویددل چه باشد مخزن اسرار حق←بخش ۱۷ - در بیان معرفت روح میفرمایدشمع جان را در لگن پنهان نهاد←بخش ۱۸ - در بیان کیفیت عقل گویدای ز نور عقل گشته بهره مند←بخش ۱۹ - در بیان معرفت توکل میفرمایدچون تو رو از غیر حق برتافتی←بخش ۲۰ - حکایت ابراهیم علیه الرحمة باراهبرفت ادهم در یکی دیر کهن←بخش ۲۱ - در بیان رضا و کیفیت آن میفرمایداز رضا خود نیست بهتر منزلی←بخش ۲۲ - حکایت در دریا شدن مرد صادقعاشقی در موج دریایی فتاد←بخش ۲۳ - در بیان قرب و بعد و کیفیت آناز حجاب نفس ظلمانی برآی←بخش ۲۴ - در بیان قبض و بسط میفرمایددر محبت چون زدی گام نخست←بخش ۲۵ - در بیان توفیق و شوق احوال میفرمایدمرحبا ای شهسوار تیز گام←بخش ۲۶ - در بیان محبت میفرمایدهرکه بر نطع محبت راه یافت←بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرمایدشوق، شهباز محبت را پرست←بخش ۲۸ - در بیان تفرید میفرمایدمردِ فرد از نور وحدت بهره مند←بخش ۲۹ - در بیان تجرید میفرمایدچیست تجرید، از علایق پاک شو←بخش ۳۰ - در بیان تلوین و تمکین میفرمایدچون بیارایند بزم انس را←بخش ۳۱ - در بیان غیبت و حضور میفرمایدمحو کن نقش خود از روی ورق←بخش ۳۲ - در علم الیقین و عین الیقین میفرمایددیده باطن اگر بینا شود←بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکینای اسیر خود حجاب خود توئی←بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرمایدبند راه تو، هم از اوصاف تست←بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک←بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید←بخش ۳۷ - در بیان سماع و کیفیت آن میفرمایدصبحدم بر کف نهادم جام عشق←