شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست←شمارهٔ ۴۲آن را که تو در دلی خرد در سر اوست←شمارهٔ ۴۳در نعمت و مال اگر زبر دستی نیست←شمارهٔ ۴۴چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست←شمارهٔ ۴۵دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست←شمارهٔ ۴۶بر جان منت جان رهی فرمانست←شمارهٔ ۴۷ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست←شمارهٔ ۴۸وصلش شادیست وز پسش زود غم است←شمارهٔ ۴۹آویخته در هوای جان آویزت←شمارهٔ ۵۰رویم ز غمت گونه خال تو گرفت←شمارهٔ ۵۱ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست←شمارهٔ ۵۲گر نور فلک چو طبع ما گردد راست←شمارهٔ ۵۳طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست←شمارهٔ ۵۴با ما ثقت الملک هم آوازی نیست←شمارهٔ ۵۵چشم تو چو فتنه جهان سوزانست←شمارهٔ ۵۶شد صالح و از همه قیامت برخاست←شمارهٔ ۵۷اندر خور نعمت توام خدمت نیست←شمارهٔ ۵۸آن شیر که او به صید جز شیر نکشت←شمارهٔ ۵۹رنج دل  رنج دیده جز دیده نجست←شمارهٔ ۶۰در ماه چه روشنی که در روی تو نیست←شمارهٔ ۶۱در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست←شمارهٔ ۶۲از چرخ چو بر تو مهر فرزندی نیست←شمارهٔ ۶۳از حصن بلند دوزخ سرد مراست←شمارهٔ ۶۴خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست←شمارهٔ ۶۵آنی که زمان زمان مرا عشق تو بوست←شمارهٔ ۶۶تا من سر آن روی چو مه خواهم داشت←شمارهٔ ۶۷ای بازوی دولت آستینت ظفرست←شمارهٔ ۶۸آن بت که هوای او بداندیش منست←شمارهٔ ۶۹جویان وصال تو جدا از جانست←شمارهٔ ۷۰هر چند گنهکار است آخر علوی است←شمارهٔ ۷۱این طالع من یارب و این اختر چیست←شمارهٔ ۷۲تا تن به غم هجر تو نابود شده است←شمارهٔ ۷۳گر دورم از آن روی جهان آرایت←شمارهٔ ۷۴اشک من و رخسار تو همرنگ شده است←شمارهٔ ۷۵بادام دو چشم تو دلم زار بخست←شمارهٔ ۷۶گر شاه به من چو شیر دندان خایست←شمارهٔ ۷۷بر چرخ فتاده نور ایران ملکست←شمارهٔ ۷۸امروز جهان بهار از ایران ملکست←شمارهٔ ۷۹با من چو زمانه تیر در شست گرفت←شمارهٔ ۸۰آنی شاها که جز سخا کیش تو نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth