→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱چندم خراشی از سخن تلخ سینه را←شمارهٔ ۴۲مدامت چهره گلگون از شراب لالهگون بادا←شمارهٔ ۴۳بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را←شمارهٔ ۴۴خدا را صاف کن با ما دل بیکینهٔ خود را←شمارهٔ ۴۵آه کهامشب دیدهام خوابی که میسوزد مرا←شمارهٔ ۴۶بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا←شمارهٔ ۴۷خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما←شمارهٔ ۴۸زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را←شمارهٔ ۴۹آزاد تر از بلبل باغست دل ما←شمارهٔ ۵۰مستانه برون تاختهای توسن کین را←شمارهٔ ۵۱روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا←شمارهٔ ۵۲دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را←شمارهٔ ۵۳خیز و چراغ صبح کن، ماه تمام خویش را←شمارهٔ ۵۴در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا←شمارهٔ ۵۵نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را←شمارهٔ ۵۶دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب←شمارهٔ ۵۷دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب←شمارهٔ ۵۸من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب←شمارهٔ ۵۹دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب←شمارهٔ ۶۰منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب←شمارهٔ ۶۱آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست←شمارهٔ ۶۲یار را چون هوس صحبت درویشانست←شمارهٔ ۶۳بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت←شمارهٔ ۶۴گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت←شمارهٔ ۶۵دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت←شمارهٔ ۶۶گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست←شمارهٔ ۶۷باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست←شمارهٔ ۶۸هرگز به ازین پسر نبودست←شمارهٔ ۶۹گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت←شمارهٔ ۷۰پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست←شمارهٔ ۷۱غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست←شمارهٔ ۷۲آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت←شمارهٔ ۷۳خرام سرو تو جان را حیات دمبدمست←شمارهٔ ۷۴قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست←شمارهٔ ۷۵آبی که بسته اند بدلها دهان تست←شمارهٔ ۷۶باران و موج آب و می و روز عشرت است←شمارهٔ ۷۷طبیبم دید و درمانم ندانست←شمارهٔ ۷۸چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت←شمارهٔ ۷۹خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت←شمارهٔ ۸۰شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت←