→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - در مدح شاه قلی بیک گویدالمنه لله که شب هجر سر آمد←شمارهٔ ۴۲ - در ماتم حسین (ع) گویدواحسرتا که دیده ز حسرت پر آب شد←شمارهٔ ۴۳ - در مدح سعد الدین اسعد گویدچنین که سر بفلک سرو قد یار کشد←شمارهٔ ۴۴ - در مرثیه ملک منصور گویدبهار آمد و نخل روان ز عالم شد←شمارهٔ ۴۵ - در مرثیه نجم السعادت گویداز جهان رفت آنکه مانندش درین عالم نبود←شمارهٔ ۴۶ - در مدح قاسم پرناک گویدسلطان روم حمله چو بر خیل زنگ کرد←شمارهٔ ۴۷ - در مدح نجم الدین محمود گویدشنید گوش من از هاتفی شب دیجور←شمارهٔ ۴۸ - در موعظه گویدکسی کز خود نشد آگه چه فیض از ملک اسرارش←شمارهٔ ۴۹ - در مدح معز الدوله گویدسوار من که سرم باد گوی میدانش←شمارهٔ ۵۰ - در منقبت امیر المومنین (ع) گویدای با سپهر بوقلمون هیبتت به جنگ←شمارهٔ ۵۱ - مدح سید شریفای گفته اسان تو با چرخ نیل رنگ←شمارهٔ ۵۲ - درمدح سعد الدین اسعد گویدنمود بار دگر قامت خمیده هلال←شمارهٔ ۵۳ - در مدح شاه اخی بیک گویدباز شد وقت طرب آمد سوی گلزار گل←شمارهٔ ۵۴ - در مدح شیخ نجم الدین مسعود گویدالله الله مگر اینواقعه خواب است و خیال←شمارهٔ ۵۵ - در مدح قاضی القضاه رکن الدین مسعود گویددر خاک و خونم از غم چون لاله داغ بردل←شمارهٔ ۵۶ - در مدح قاضی شاه ملا گویدمنت ایزد را که بنمود از فلک دیگر هلال←شمارهٔ ۵۷ - در موعظه گویدایدل گدایی از کرم کار ساز کن←شمارهٔ ۵۸ - مدح امیر المومنین (ع)سر زدم از خواب صبحی کز نسیم عنبرین←شمارهٔ ۵۹ - منقبت شاه نجف علی مرتضی (ع)هرگز کجا پیدا شود چون شکل قد یار من←شمارهٔ ۶۰ - در مصیبت حسین (ع) گویدایدل ز سوز گریه جگر را کباب کن←شمارهٔ ۶۱ - برای سنگ مزار سروده استای همنفس که میگذری بر مزار من←شمارهٔ ۶۲ - مناجات و توسل بمحد و آل محمد (ص)الهی بسر دفتر حکمت الله←شمارهٔ ۶۳ - در منقبت حضرت امیرالمومنینتو شیر خدایی به یقین یا اسدالله←شمارهٔ ۶۴ - مدح شاه اسماعیلآن شهنشاهی که ملک دین مسخر ساخته←شمارهٔ ۶۵ - ایضا در مدح شاه اسماعیل گویدز دود ظلمت ظلم از حضور حضرت شاه←شمارهٔ ۶۶ - ایضا در مدح شاه اسماعیلبحق روز بر آرنده سفید و سیاه←شمارهٔ ۶۷ - در مدح گویدای عکس از آفتاب ترا همبر آینه←شمارهٔ ۶۸ - در مدح گویدکهن داغ جگر را تازه میسازد مگر لاله←شمارهٔ ۶۹ - در منقبت امیر المومنین (ع) گویدما بیکسیم و معرکه خونخوار یا علی←شمارهٔ ۷۰ - مدح سید شریفای به علم و فضیلت ارزانی←شمارهٔ ۷۱ - مدح قاضی القضاه خواجه معین الدین صاعدیهر موی ابرویت مه عیدست ای پری←شمارهٔ ۷۲ - در مدح یعقوب خان گویدبر رخ کمند زلف معنبر نهاده یی←شمارهٔ ۷۳ - در مرگ فرزند خود گویدای جگر گوشه که پاک آمدی و پاک شدی←شمارهٔ ۷۴ - در مدح سید شریف گویدجز از تو قبله من گر بود به زیبایی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲