→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب←شمارهٔ ۴۲چند ازین افسانهای خاک و آب؟←شمارهٔ ۴۳سخنی می رود به صدق و صواب←شمارهٔ ۴۴سخنی می رود بوجه صواب←شمارهٔ ۴۵شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب←شمارهٔ ۴۶عاشقم، خسته ام، خراب و یباب←شمارهٔ ۴۷«لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب←شمارهٔ ۴۸یار همسایه تو شد، دریاب←شمارهٔ ۴۹ای از جمال روی تو تابنده آفتاب←شمارهٔ ۵۰ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب←شمارهٔ ۵۱عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت←شمارهٔ ۵۲ای مظهر جمال تو مرآت کاینات←شمارهٔ ۵۳پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات←شمارهٔ ۵۴دلم رابرد عشقت، «فات مافات »←شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »←شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات←شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت←شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :←شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست←شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست←شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست←شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟←شمارهٔ ۶۳بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست←شمارهٔ ۶۴جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداست←شمارهٔ ۶۵چون صبح سعادت ز جبین تو هویداست←شمارهٔ ۶۶چون نور رخت از همه سو ظاهر و پیداست←شمارهٔ ۶۷خورشید منور ز جمال تو هویداست←شمارهٔ ۶۸دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست←شمارهٔ ۶۹دین هر کس بقدر صدق و صفاست←شمارهٔ ۷۰رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست←شمارهٔ ۷۱ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست←شمارهٔ ۷۲عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست←شمارهٔ ۷۳معراج عاشقی، که فنا در پی فناست←شمارهٔ ۷۴مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟←شمارهٔ ۷۵«و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟←شمارهٔ ۷۶یک سخن از قول اخوان الصفاست:←شمارهٔ ۷۷در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟←شمارهٔ ۷۸جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟←شمارهٔ ۷۹در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟←شمارهٔ ۸۰دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست←