شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱آسودگی کجا دل بیتاب من کجا←شمارهٔ ۲من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا←شمارهٔ ۳دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا←شمارهٔ ۴بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا←شمارهٔ ۵بی غنچه و لاله داغ پیدا←شمارهٔ ۶جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را←شمارهٔ ۷روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را←شمارهٔ ۸از بسکه غمت گداخت ما را←شمارهٔ ۹به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را←شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را←شمارهٔ ۱۱هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را←شمارهٔ ۱۲اندیشه کند قبله شکیبایی ما را←شمارهٔ ۱۳یا جلوه مده فرشته ها را←شمارهٔ ۱۴فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را←شمارهٔ ۱۵به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را←شمارهٔ ۱۶گفتن راز چرا عربده پرداز چرا←شمارهٔ ۱۷گر یار در دل است عبث آرزو چرا←شمارهٔ ۱۸چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را←شمارهٔ ۱۹زوالی نیست دست پیشتر را←شمارهٔ ۲۰چو آیینه در دل گدازم نفس را←شمارهٔ ۲۱کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را←شمارهٔ ۲۲داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را←شمارهٔ ۲۳بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را←شمارهٔ ۲۴آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را←شمارهٔ ۲۵در دل گداختیم تمنای خویش را←شمارهٔ ۲۶مو به مو مژگان تر باید شکار عشق را←شمارهٔ ۲۷لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را←شمارهٔ ۲۸مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را←شمارهٔ ۲۹نفریبد به خیال نگهت خواب مرا←شمارهٔ ۳۰با تمنای تو بسیار حساب است مرا←شمارهٔ ۳۱دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا←شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا←شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا←شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا←شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا←شمارهٔ ۳۶بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا←شمارهٔ ۳۷کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا←شمارهٔ ۳۸باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا←شمارهٔ ۳۹پرکاویدم دل خودم را←شمارهٔ ۴۰جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth