شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقطران تبریزی
قطران تبریزی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ - در مدح ابوالحسن علی لشگریای روا بر شهریاران جهان فرمان ترا←شمارهٔ ۲ - در مدح ابوالمظفر فضلونبه هر چیزی بود خرسند هرکش قدر بی بالا←شمارهٔ ۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا داد باغ را سمن و گل بنونوا←شمارهٔ ۴ - در مدح ابو نصر مملانتا دل من در هوای نیکوان گشت آشنا←شمارهٔ ۵ - در ستایش استاد قوام الدین ابوالمعالی فخرالملکتا خلد بباغ داد رونق را←شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن امیر اجل ابو منصور و هسودانتا فزون شد مهر و بالا رفت مهر اندر هوا←شمارهٔ ۷ - در مدح ابونصر مملانچو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان را←شمارهٔ ۸ - در مدح ابوالخلیل جعفرسرخ‌گل بشکفت وزو شد باغ و بستان با‌بَها←شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالمظفر فضلونکنون دانم که با مردم بدل میلست گردون را←شمارهٔ ۱۰ - در مدح ابونصر مملانمرادی رسول آمد از نزد یارا←شمارهٔ ۱۱ - در مدح ابونصر مملاننگار ناردانی لب بهار نارون بالا←شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران در عید نوروز و فطراگرچه من نکنم عاشقی به طبع طلب←شمارهٔ ۱۳ - در مدح امیر اجل ابومنصور گویدبنفشه زلفی و سیمین برو عقیقی لب←شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابومنصوردارد آن وشی رخ و وشی برو وشی سلب←شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالمظفر سرخابشده است بلبل داود و شاخ گل محراب←شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر جستان و ابوالمعالی در عید قربانفراز ماه بتا زلف مشگبوی متاب←شمارهٔ ۱۷ - در مدح فضل بن قاوردکنون که شد حضری بلبل و غراب غریب←شمارهٔ ۱۸ - در مدح شاه ابوالمظفر سرخابلاله داری شکفته بر مهتاب←شمارهٔ ۱۹ - در مدح ابونصر مملانز پی آفت هر چیز پدید است سبب←شمارهٔ ۲۰ - در مدح میر سید ابوالفضل جعفربن علینسیم آب بماند ببوی عنبر ناب←شمارهٔ ۲۱ - در مدح ابونصر مملاناگرچه جانان کسرا عزیز چون جان نیست←شمارهٔ ۲۲ - فی المدیحهای میر جهانگیر چو تو دادگری نیست←شمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرتا دیده سوی دوست دلم را دلیل گشت←شمارهٔ ۲۴ - فی المدیحهتا ملک با شاه جستان یار و هم دیدار گشت←شمارهٔ ۲۵ - در مدیحهخدایگانا جان منا بجان و سرت←شمارهٔ ۲۶ - در مدح ابوالیسر سپهدار ارانسرشک ابر به کردار لؤلؤ لالاست←شمارهٔ ۲۷ - در مدح شاه ابوالخلیلکاخ ملک خوبتر ز خلد برین است←شمارهٔ ۲۸ - در مدح سید الوزراء عمیدالملک ابونصرنگار من به لطیفی بسان پاک هواست←شمارهٔ ۲۹ - فی المدیحهملکا تنت ز جان آمده جانت از خرد است←شمارهٔ ۳۰ - قصیدهایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج←شمارهٔ ۳۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )آباد بر این بر که و این طارم آباد←شمارهٔ ۳۲ - در مدح ابوالمعمرآمد نوروز و گشت مشگ فشان باد←شمارهٔ ۳۳ - در مدح ابوالحسن علی لشکری در عید اضحیای نگار خند خندان یک زمان با من بخند←شمارهٔ ۳۴ - فی المدیحهای خداوندی که یزدان خاصت از داد آفرید←شمارهٔ ۳۵ - در مدح میر ابونصر مملانبه ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمند←شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمعمرببین آن روی اگر بر سرو بستانت قمر باید←شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )تا ز آمدن دوست بر من خبر آمد←شمارهٔ ۳۸ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرچون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود←شمارهٔ ۳۹ - در مدح ابودلف هنگام شکست دادن دشمن در قلعه نخجوانخزان ببرد ز بستان هر آن نگار که بود←شمارهٔ ۴۰ - در مدح ابومنصور وهسوداندل بدو دادم که جان از روی او شادان شود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth