→ دیوان اشعاراثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای بمدح تو منتظم کرده←شمارهٔ ۲ - لغزبر دَوَد چون سمندراز آتش←شمارهٔ ۳خواهد که چون سپند در آتش وطن کند←شمارهٔ ۴ایا دقیق نظر دلبری که گاه سخا←شمارهٔ ۵دو کس به زاویهای در نشسته مخموریم←شمارهٔ ۶ای شمع آسمانی پروانه جمالت←شمارهٔ ۷ای خامه ی تو منهی سر ازل شده←شمارهٔ ۸ای شاه ز ساغر نوالت←شمارهٔ ۹ای جهانداری که خاطر قدراوجت راندید←شمارهٔ ۱۰در جهان هفت خصال است پسند حکما←شمارهٔ ۱۱شاها مَثل رخ تو و روح←شمارهٔ ۱۲پشت بر کار جهان آر که راه این راه است←شمارهٔ ۱۳بواهبی که بر ارباب عقل و اهل یقین←شمارهٔ ۱۴هر که را دردل از خرد خبراست←شمارهٔ ۱۵احوال ناتوانی ایام خویشتن←شمارهٔ ۱۶ای وزیری که گوش هوش تو را←شمارهٔ ۱۷عذری دارم بترک مدحت←شمارهٔ ۱۸گلهٔ هجر تو با وصل تو میکردم دوش←شمارهٔ ۱۹من گرد سر کوی تو از بهرتو گردم←شمارهٔ ۲۰نیست آئین وفا در شهر ما←شمارهٔ ۲۱بخدائی که رخت عزت او←شمارهٔ ۲۲بروزگار خودم بعد از این امید نماند←شمارهٔ ۲۳ای خسروی که بر درذهن توروح قدس←شمارهٔ ۲۴نهاد طبع لطیفت چه گوهری است کزو←شمارهٔ ۲۵زهی دست بیضات چون تیغ خورشید←شمارهٔ ۲۶شها زهره گر جز ببزمت سراید←شمارهٔ ۲۷جمشید رکابا توئی آن شاه که امرت←شمارهٔ ۲۸بخدائی که روی بند عدم←شمارهٔ ۲۹خسرو دشمن شکن که صورت فتحش←شمارهٔ ۳۰ای بجائی که پیش صورت تو←شمارهٔ ۳۱ای یازده امهات و نه باب←شمارهٔ ۳۲ - مدح رضا ابن محمودرسید، کان مروت بقعر گوهر جود←شمارهٔ ۳۳باد معلوم رای تو که مرا←شمارهٔ ۳۴شهریارا، چو ادب یافت ز عدل توجهان←شمارهٔ ۳۵الا ای برید روان، باد صبح←شمارهٔ ۳۶از چشمه عذب خلق گشتی←شمارهٔ ۳۷چهار چیز که اصل فراغت است و منال←شمارهٔ ۳۸چو دولت قدم کرده از سررسیدم←شمارهٔ ۳۹افضل الدین ما صناعت طب←شمارهٔ ۴۰مدتی تا در این جهان بودیم←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←