→ دیوان اشعارمیرزاده عشقی
میرزاده عشقی
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - چشمت کور!خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان←شمارهٔ ۲ - آهن پرنده!در قرن بیستم بشود، آدمی سوار←شمارهٔ ۳ - عید خونای بشر! مظهر ظرافت شو←شمارهٔ ۴ - خانه بیگانه!امان از خویش را بیخانه دیدن←شمارهٔ ۵ - روش ناپسندای دغل! با همه کس، ناکسی اظهار مکن←شمارهٔ ۶ - تمثال عشقیمکش که بیهده این نقش می کشی نقاش←شمارهٔ ۷ - جام عمرالا ای مرگ! در جانم درآویز←شمارهٔ ۸ - کابینه نیم بند!در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی (مستوفی الممالک) متزلزل شد، نخست وزیر مزبور در برابر مخالفتهای دسته مخالف که دولتش را «کابنیه نیم بند» نامیدند به سختی ایستادگی کرد و شب هفدهم اسفندماه در مجلس شورای ملی با اکثریت شصت و چهار رأی تثبیت شد، عشقی فردای آن شب به هواخواهی این کابینه «سرمقاله قرن بیستم» را به نام «کابینه هفت جوش» نوشت که دولت وقت به رغم مخالفین هفت جوش گردید. ضمنا این قطعه را همان شب سرود و روز بعد انتشار داد که ساعت سه دیشب کابینه با اکثریت شصت و چهار رأی تثبیت گشت. قطعه ذیل فی البدیهه سروده شده:←شمارهٔ ۹ - در لباس نیستیعشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی!←شمارهٔ ۱۰ - راه نجاتدانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد←شمارهٔ ۱۱ - دولت رنجبراعلان زوال سیم و زر خواهم داد←شمارهٔ ۱۲ - سایه مردمر تو را ای مرد! زن خوش سایه است←شمارهٔ ۱۳ - سیاست انگلیسنازم به گویبازی مردان انگلیس←شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزلعشقی به خدا همان که می گفت: خدای:←شمارهٔ ۱۵ - عید قربانمرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟←شمارهٔ ۱۶ - افتخار شاعرسوگند به مردی، ار پی زر گردم←شمارهٔ ۱۷ - گردون مندل پر خون من را کس ندارد←شمارهٔ ۱۸ - لزوم انقلاباین ملک، یک انقلاب می خواهد و بس←شمارهٔ ۱۹ - مناعت طبعمرا اگر زر و سیم و ثروت دنیا؟←شمارهٔ ۲۰ - نام نیکمن این پیری! جوانی را نخواهم←شمارهٔ ۲۱ - نمایندگان ریاکاررند شیادی که دارایی وی←