شعر را زندگی کن
الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - شهادت عبدالله بن حسین علیه السلام در آغوش پدر بزرگوارشیکی پور بودش به پرده سرای←بخش ۴۲ - زخم زدن سران سپاه در قتلگاه بر آن مظلوم بیگناهزهر سو بدو ناکسان تاختند←بخش ۴۳ - رفتن حضرت صدیقه ی صغرا، زینب (س) به قتلگاهدر آن دم پی دیدن روی شاه←بخش ۴۴ - فرستادن عمر سعد طبیب نصاری را به کشتن شاه دینوزانسو عمر، پور بدخواه سعد←بخش ۴۵ - تمهید مقدمه ی شهادت امام مظلومچو فرمان بود از امامان پاک←بخش ۴۶ - رفتن شمر به بالین امام انامکه جز من کسی مرد این کار نیست←بخش ۴۷ - آمدم ذوالجناح به قتلگاهبه هر سو دمان همچو باد دمان←بخش ۴۸ - آمدن ذوالجناح به خیمه گاهسمندی بدیدند بی شهسوار←بخش ۴۹ - زبان حال علیا جاه سکینه خاتون با اسب بی صاحب پدرپدر کشته دخت رسول انام←بخش ۵۰ - زبان حال حضرت زینب (س) با مرکب غرقه به خون برادرسر بانوان بهشت برین←بخش ۵۱ - به یغما بردن آن سپاه، لباس امام شهید و غارت ایشان خیمه هارابگویم کنون کان بد اختر سپاه←بخش ۵۲ - روایت فاطمه ی نو عروس در غارت خیمه گاه گویدزخرگه برون آمدم با شتاب←بخش ۵۳ - روایت علیا مخدره جناب زینب علیه السلامیکی داستان دیده ام جانگزا←بخش ۵۴ - روایت حمید بن مسلم کوفیبینم که آن مردم پر ز کین←بخش ۵۵ - آتش زدن سپاه کفر، خیام سپهر احتشام پادشاه ایمان راعمر چون ز خرگاه شه گشت دور←بخش ۵۶ - رفتن بجدل ابن سلیم به قتلگاه و بیداد آن گمراه روسیاهنبد هیچ کس نزد آن کشتگان←بخش ۵۷ - اسب تاختن ده سوار بر اجساد پاک شهیدانپس از غارت خیمه ی شهریار←بخش ۵۸ - خبرشدن مرغ نینوا از قتل شاه کربلااز آن پس که شد کشته آن شاه فرد←بخش ۵۹ - بردن مرغ خون آلودی خبر شهادت امام(ع)یکی بد یهودی به یثرب دیار←بخش ۶۰ - بردن مرغ خون آلود خبر قتل امام علیه السلامچو بشنید آوای او دخت شاه←بخش ۶۱ - جا دادن حریم دلسوخته ی امام علیه السلامچو از غارت خیمه های حرم←بخش ۶۲ - داستان جانگداز از ساربان و بیدادی که در قتلگاه کردکه از رفتنش عرش شد پر خروش←بخش ۶۳ - وقایع روز یازدهم و بردن اهل بیت عصمت را به قتلگاه و چگونگی آن مصیبت جانکاهسپهدار کفر اندر آمد به دشت←بخش ۶۴ - نوحه گری حضرت زینب (س) در قتلگاهکه هان ای شهنشاه آخر زمان←بخش ۶۵ - زبان حال علیا مکرمه جناب سکینه خاتون(س)بر روی نعش پدر بزرگوارشدر این بود بانو که آمد ز راه←بخش ۶۶ - زاری کردن مادر غمدیده علی اکبر(ع)برروی نعش پسر جوان گویدبیامد به بالین پور جوان←بخش ۶۷ - مویه گری مادرقاسم و عروسش در بالین آن شهید مظلومیکی گفتی ای سرو بستان من←بخش ۶۸ - زبان حال علیا مکرمه، سکینه خاتون درماتم علی اصغربدان بال و پر بسته مرغ حرم←بخش ۶۹ - تسلی دادن علیا مکرمه زینب خاتوندرآن دم نگه کرد بانوی دین←بخش ۷۰ - بریدن سرهای شهیدانچو آن زاری از آل احمد (ص) بدید←بخش ۷۱ - به خانه بردن خولیگرفتند با آن اسیران سپاه←بخش ۷۲ - دفن نمودن بنی اسدوز انسو سه روز و دو شب جسم شاه←بخش ۷۳ - بردن اهل بیت طهارت را از کربلاو چگونگی آنهمانا که فرزند آن شهریار←بخش ۷۴ - خطبه خواندن حضرت زینب (س) در خارج کوفهسر از برج محمل چو مهر از سپهر←بخش ۷۵ - خطبه ی حضرت فاطمه علیه السلام در بیرون شهر کوفهخدا و نبی را به پاکی سرود←بخش ۷۶ - مفاخرت یکی از کوفیان و پاسخ حضرت فاطمه اوراپی خود ستایی زبان برگشود←بخش ۷۷ - خطبه ی حضرت ام کلثوم علیه السلام و مخاطبه اش با کوفیانبمویید یک لخت و آنگاه گفت←بخش ۷۸ - خطبه ی حضرت سیدالساجدین دربیرون شهر کوفهکه هان ای گروه ستمگر خموش←بخش ۷۹ - درکیفیت ورود اسیران کربلا به شهر کوفه به روایت مسلم گچکار رحمه اللهبه ناگه برآمد زکوفه خروش←بخش ۸۰ - حاضر نمودن ابن زیاد بد بنیاد اهل بیت پیغمبرنشست از بر تخت آن زشت کیش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth