→ دیوان اشعارواعظ قزوینی
واعظ قزوینی
ابیات پراکنده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱راه پر خوف و اجل در پی و، منزل دور است←شمارهٔ ۲نبود بری بغیر کدورت شتاب را←شمارهٔ ۳حاصل ندامت است غرور و شتاب را←شمارهٔ ۴کجا نقصان پذیرد عشق از دمسردی ناصح←شمارهٔ ۵از خود آزادی، بر حق بنده میسازد ترا←شمارهٔ ۶ز درویشان بیقدر است رفعت اهل دولت را←شمارهٔ ۷دیده هرکس ندارد تاب دیدار ترا←شمارهٔ ۸ای که غافل نشوی یک نفس از یاد جهان←شمارهٔ ۹راه پرچاهست و، غفلت برده ای مسکین ترا←شمارهٔ ۱۰سرو تو، خط کشد ورق نو بهار را←شمارهٔ ۱۱التفاتی نیست با ما نرگس دلدار را←شمارهٔ ۱۲نیست بر گیرایی حق نمک زین به دلیل←شمارهٔ ۱۳عینک چشم دلست آیینه، پیران را بکف←شمارهٔ ۱۴کی کند اندیشه مرگ، آنکه پیش از مرگ مرد←شمارهٔ ۱۵ز شرم باختن عمر، قد دوتاست مرا←شمارهٔ ۱۶سینه ریش از یاری هر خس ز بس باشد مرا←شمارهٔ ۱۷ما به فیض صحبت یاران مشفق زنده ایم←شمارهٔ ۱۸بخوی نرم شود عقده های مشکل حل←شمارهٔ ۱۹جواب لعل تو، شیرین کند سئوال مرا!←شمارهٔ ۲۰از اینکه نسبت دوری بلعل او دارد←شمارهٔ ۲۱گر راست نگوییم در این عهد، عجب نیست←شمارهٔ ۲۲چربد به زور سختی، زور ملایمت←شمارهٔ ۲۳اگر تمکین حسنش بگذرد در دل گلستان را←شمارهٔ ۲۴هرکجا جلوه دهد شوخی او یکران را←شمارهٔ ۲۵بود حرف دهن تنگ تو ناخوان ز آن رو←شمارهٔ ۲۶ز بی حقیقتی از هم چنان گریزانند←شمارهٔ ۲۷ز بسکه راستییی در جهان نمی بینم←شمارهٔ ۲۸کنی گر آشنای درد جهان غفلت آیین را←شمارهٔ ۲۹تا شود آگاه از احوال هر نزدیک و دور←شمارهٔ ۳۰عشق میگردد دوا زخم دل غم پیشه را←شمارهٔ ۳۱گرمی بد گوهران، چندان ندارد اعتبار←شمارهٔ ۳۲پنبه سان شکستی چوب نرمی پیشه را←شمارهٔ ۳۳لازم است آزاده را از سر به پیشان احتیاط←شمارهٔ ۳۴دیدن خلق جهان از بس کدورت آور است←شمارهٔ ۳۵روشن نشود چون شرر از سنگ چراغت←شمارهٔ ۳۶چون نلرزد بر سر دستش، دل ناشاد ما؟←شمارهٔ ۳۷نیست کالایی کز آن خالی بود دامان ما←شمارهٔ ۳۸کرده ما را ناتوان از بس غم جانان ما←شمارهٔ ۳۹میگدازد ز آفتاب مرگ، برف زندگی←شمارهٔ ۴۰مساز رو ترش از پندهای دلشکن ما←
۱ از ۷صفحهٔ بعد ←