→ دیوان البسهنظام قاری
نظام قاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد←شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود←شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد←شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند←شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود←شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود←شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد←شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند←شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد←شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد←شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد←شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد←شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد←شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود←شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش میآمد و رخساره بر افروخته بود←شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند←شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند←شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد←شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد←شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد←شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند←شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند←شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد←شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد←شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد←شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند←شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد←شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد←شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد←شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد←شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر میآید←شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد←شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود←شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد←شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالیست با جانان که جان در بر نمیگنجد←شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند←شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند←شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرمایدایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار←شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار←شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار←