→ قوامی رازیقوامی رازی
قوامی رازی
دیوان اشعار
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - در حسن صورت و سؤ سیرت غلامی و کیفیت خرید و فروش او گویدخریدم از در عشرت غلامکی چو نگار←شمارهٔ ۴۲ - در مدح قوام الدین ابوالقاسم ناصربن علی گزینی انسابادی گوید دراین مدیحه اشارت به وفات سلطان محمود و تسلیت برای سلطان سنجر نیز هستایا در حکم تو کرده جهانبان←شمارهٔ ۴۳ - در تغزل استای دل تو را است عشرت و عیش همه جهان←شمارهٔ ۴۴ - در تغزل استشاید که دلم ققاع نگشاید←شمارهٔ ۴۵ - در تغزل استای پسر با ما بباید ساختن←شمارهٔ ۴۶ - در غزل استای جهان و جان بگردان روی و رای←شمارهٔ ۴۷ - در مدح بهار و وصف نگار خود گویدبه بستان شو که شاخ از باد خلعتها همی پوشد←شمارهٔ ۴۸ - غزلی است که در عید فطری گفته استروزه چو بربست رخت؛ عید بیفکند بار←شمارهٔ ۴۹ - در غزل استصنما با تو در غم و شادی←شمارهٔ ۵۰ - در غزل استدلبر رنگرز نکو پسرست←شمارهٔ ۵۱ - در غزل استای مهر تو در میان جانم←شمارهٔ ۵۲ - در غزل استای در دل عاشقان تو درد←شمارهٔ ۵۳ - در غزل استخورشید رخ تو را غلام است←شمارهٔ ۵۴ - در غزل استای صلح بتان غلام چنگت←شمارهٔ ۵۵ - در غزل استزلف تو شب است و روی تو روز←شمارهٔ ۵۶ - در غزل استبنگر که چه روزگار دارم←شمارهٔ ۵۷ - در غزل استکسی در عشق تو دلریش باشد←شمارهٔ ۵۸ - در غزل استگفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانی←شمارهٔ ۵۹ - در غزل استلشکر کشید عشق و مرا در میان گرفت←شمارهٔ ۶۰ - در غزل استای زلف بند کرده ز ابرو گره گشای←شمارهٔ ۶۱ - در غزل استحساب عشق تو ای دوست سخت با رنج است←شمارهٔ ۶۲ - در غزل استرنگ گل گوئی ز خون عندلیب آمیختست←شمارهٔ ۶۳ - در غزل استپیوسته می سگالم؛ تاخود کجائی ای جان←شمارهٔ ۶۴ - در غزل استآن خط دمیده بر بناگوش←شمارهٔ ۶۵ - در غزل استهمه ای دل بلای ما خواهی←شمارهٔ ۶۶ - در غزل استای دل پی یار خویشتن دار←شمارهٔ ۶۷ - در غزل استای دل اندوه یار خورده نهای←شمارهٔ ۶۸ - در غزل استکسی را نیست چون تو دلستانی←شمارهٔ ۶۹ - در غزل استعید رسید ای نگار، دوستی آغاز کن←شمارهٔ ۷۰ - در غزل استدر عشقم آرزوست که دل را طرب دهم←شمارهٔ ۷۱ - در غزل استنکنی ای بت ستمکاره←شمارهٔ ۷۲ - در غزل استچون تو که عزیز باشد ای جان←شمارهٔ ۷۳ - در غزل استدلم ز عشق تو هرگز محال نندیشد←شمارهٔ ۷۴ - در غزل استکار تو به آسمان رسیدست←شمارهٔ ۷۵ - در غزل استباتو خواهیم ویحک ای دلبر←شمارهٔ ۷۶ - در غزل استتا تو باشی مرا جهان چه بود←شمارهٔ ۷۷ - در غزل استای زلف تو همچو شاخ شمشاد←شمارهٔ ۷۸ - در غزل استای عشق غم شد از تو مرا شادی←شمارهٔ ۷۹ - در غزل استدل عاشق ز بیم جان نترسد←شمارهٔ ۸۰ - در غزل استعشقت شفقت ندارد ای جان←