شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

متفرقات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱برخورد چون به گل روی تو نظاره ما←شمارهٔ ۲پایی به دیدن من غمناک برنداشت←شمارهٔ ۳عمر ما چون دیده نرگس به حیرانی گذشت←شمارهٔ ۴جمع شد دل تا سر زلف پریشانت گرفت←شمارهٔ ۵از بس که طبع من به گنهکاری آشناست←شمارهٔ ۶شب فغانم گوشمال چرخ بی بنیاد داد←شمارهٔ ۷چون دست به من در انجمن داد←شمارهٔ ۸آن کس که در جهان، نسق شهر و ده نهاد←شمارهٔ ۹دماغم از ضعیفی، نکهت گل بر نمی تابد←شمارهٔ ۱۰اگر به پیش من آید، نقاب می طلبد←شمارهٔ ۱۱ز بس گرد خموشی بی تو در کاشانه می پیچد←شمارهٔ ۱۲نه زلف است آنکه بر دور تو مشک آلود می گردد←شمارهٔ ۱۳بی زر نمی توان یافت، جا در حریم کعبه←شمارهٔ ۱۴بی طاقتم چنان کرد، آن آفتاب تابان←شمارهٔ ۱۵لب از حدیث توبه دلم را کباب کرد←شمارهٔ ۱۶دل هیات سرمنزل جانانه برآورد←شمارهٔ ۱۷گردون به من ز سفره خود آنچه داده است←شمارهٔ ۱۸مگو که شیشه به ساغر شراب می ریزد←شمارهٔ ۱۹هر چند ناله کردم، نشنید پیر گردون←شمارهٔ ۲۰همچو ساغر دلخوشی در سینه محزون نماند←شمارهٔ ۲۱دلم ز چشمه آیینه تا وضو نکند←شمارهٔ ۲۲میکشان در بزم وصلت باده چون قسمت کنند←شمارهٔ ۲۳شبی که ابر سیه، ماه را نقاب شود←شمارهٔ ۲۴داغم که سر زلف توام زود شد از کف←شمارهٔ ۲۵از بس که بی نصیب در ایام پیری ام←شمارهٔ ۲۶ستم کردم به خود کاین نفس بدخو را خورش دادم←شمارهٔ ۲۷ز بس نومیدم از بیداد گردون←شمارهٔ ۲۸رخ نیفروخته در بزم، خراب تو شدم←شمارهٔ ۲۹چو نی باید درین باغ فنا دایم کمربستن←شمارهٔ ۳۰به شاخ گل تواند بلبل ما آشیان بستن←شمارهٔ ۳۱شد عیان بر همه کس بی سروسامانی من←شمارهٔ ۳۲ناز بر اغیار کرد، من چه بنازم به او؟←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth