شعر را زندگی کن
→ خیامخیام
خیام

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۸۱عمرت تا کی به خودپرستی گذرد←رباعی شمارهٔ ۸۲کس مشکل اسرار اجل را نگشاد←رباعی شمارهٔ ۸۳کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند←رباعی شمارهٔ ۸۴گرچه غم و رنج من درازی دارد←رباعی شمارهٔ ۸۵گردون ز زمین هیچ گلی برنارد←رباعی شمارهٔ ۸۶گر یک نفست ز زندگانی گذرد←رباعی شمارهٔ ۸۷گویند بهشت و حورعین خواهد بود←رباعی شمارهٔ ۸۸گویند بهشت و حور و کوثر باشد←رباعی شمارهٔ ۸۹گویند هر آن کسان که با پرهیزند←رباعی شمارهٔ ۹۰می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد←رباعی شمارهٔ ۹۱هر راز که اندر دل دانا باشد←رباعی شمارهٔ ۹۲هر صبح که روی لاله شبنم گیرد←رباعی شمارهٔ ۹۳هرگز دل من ز علم محروم نشد←رباعی شمارهٔ ۹۴هم دانهٔ امید به خرمن ماند←رباعی شمارهٔ ۹۵یاران موافق همه از دست شدند←رباعی شمارهٔ ۹۶یک جام شراب صد دل و دین ارزد←رباعی شمارهٔ ۹۷یک قطرهٔ آب بود با دریا شد←رباعی شمارهٔ ۹۸یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد←رباعی شمارهٔ ۹۹آن لعل در آبگینهٔ ساده بیار←رباعی شمارهٔ ۱۰۰از بودنی ای دوست چه داری تیمار←رباعی شمارهٔ ۱۰۱افلاک که جز غم نفزایند دگر←رباعی شمارهٔ ۱۰۲ای دل غم این جهان فرسوده مخور←رباعی شمارهٔ ۱۰۳ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر←رباعی شمارهٔ ۱۰۴این اهل قبور خاک گشتند و غبار←رباعی شمارهٔ ۱۰۵خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر←رباعی شمارهٔ ۱۰۶در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور←رباعی شمارهٔ ۱۰۷دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار←رباعی شمارهٔ ۱۰۸زآن می که حیات جاودانیست بخور←رباعی شمارهٔ ۱۰۹گر باده خوری تو با خردمندان خور←رباعی شمارهٔ ۱۱۰وقت سحر است خیز ای طرفه پسر←رباعی شمارهٔ ۱۱۱از جملهٔ رفتگان این راه دراز←رباعی شمارهٔ ۱۱۲ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز←رباعی شمارهٔ ۱۱۳وقت سحر است خیز ای مایهٔ ناز←رباعی شمارهٔ ۱۱۴مرغی دیدم نشسته بر بارهٔ طوس←رباعی شمارهٔ ۱۱۵جامی است که عقل آفرین می‌زندش←رباعی شمارهٔ ۱۱۶خیام اگر ز باده مستی خوش باش←رباعی شمارهٔ ۱۱۷در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش←رباعی شمارهٔ ۱۱۸ایام زمانه از کسی دارد ننگ←رباعی شمارهٔ ۱۱۹از جرم گِلِ سیاه، تا اوج زحل←رباعی شمارهٔ ۱۲۰با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth