خیام
رباعیات محتمل
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱امروز چو کاسۀ سرت هست بهجا←شمارهٔ ۲چندان لگدِ تجربه زد بر گِل ما←شمارهٔ ۳زین فرشزمین که سقفِ او گردون است←شمارهٔ ۴پیش از من و تو، لیل و نهاری بوده است←شمارهٔ ۵هر ذرّه که در خاکِ زمینی بودهاست←شمارهٔ ۶یک تن خبر مرگ تو ننیوشیده است←شمارهٔ ۷هر جانِ شریف کو شناسایِ ره است←شمارهٔ ۸هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است←شمارهٔ ۹چون ابر به نوروز رُخِ لاله بشُست←شمارهٔ ۱۰بشنو سخنی که جز سرانجام تو نیست←شمارهٔ ۱۱در پردۀ اسرار کسی را ره نیست←شمارهٔ ۱۲آن قصر که بهرام در او جام گرفت←شمارهٔ ۱۳زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفت←شمارهٔ ۱۴کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد←شمارهٔ ۱۵چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد←شمارهٔ ۱۶از گردش تو ای فلکِ گَردا گَرد←شمارهٔ ۱۷حَیّی که بهقدرت سر و رو میسازد←شمارهٔ ۱۸گفتم که دلم ز علم محروم نشد←شمارهٔ ۱۹این چرخ، چو آسیا بر آسوده نشد←شمارهٔ ۲۰هم دانۀ اومید به خرمن مانَد←شمارهٔ ۲۱ز آن گه که نهادِ خلق بنهادستند←شمارهٔ ۲۲چون قاعدۀ وجودِ ما بنهادند←شمارهٔ ۲۳در دهر، چو آوازِ گُلِ تازه دهند←شمارهٔ ۲۴در پشتِ من، از زمانه توُ میآید←شمارهٔ ۲۵سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار←شمارهٔ ۲۶چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر←شمارهٔ ۲۷آنی که نبودت به خور و خواب نیاز←شمارهٔ ۲۸ای پیرِ خردمند! بگَهتر برخیز←شمارهٔ ۲۹مرغی دیدم نشسته در مشهدِ طوس←شمارهٔ ۳۰در کاس تو جرعهای اگر هست، بکش←شمارهٔ ۳۱از آمدهها تُرْش مکن چهرۀ خویش←شمارهٔ ۳۲بسیار تحیُّر است در دَوْرِ فلک←شمارهٔ ۳۳ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ←شمارهٔ ۳۴از جِرم گِلِ سیاه، تا اوجِ زُحَل←شمارهٔ ۳۵هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام←شمارهٔ ۳۶دشمن به غلط گفت که من فلسفیام←شمارهٔ ۳۷زهر است غم جهان و مَی تریاکم←شمارهٔ ۳۸زآن پیش که از زمانه تابی بخوریم←شمارهٔ ۳۹ماییم که اصل شادی و کان غمیم←شمارهٔ ۴۰اسرار فلک را نه تو دانی و نه من←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←