شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارشیخ بهایی
شیخ بهایی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۴۱آهنگ حجاز می‌نمودم من زار←رباعی شمارهٔ ۴۲از دام دفینه، خوب جستیم آخر←رباعی شمارهٔ ۴۳گفتم که کنم تحفه‌ات ای لاله عذار←رباعی شمارهٔ ۴۴از نالهٔ عشاق، نوایی بردار←رباعی شمارهٔ ۴۵در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر←رباعی شمارهٔ ۴۶تا بتوانی، ز خلق، ای یار عزیز!←رباعی شمارهٔ ۴۷از سبحهٔ من، پیر مغان رفت ز هوش←رباعی شمارهٔ ۴۸ای زاهد خود نمای سجاده به دوش←رباعی شمارهٔ ۴۹کردیم دلی را که نبد مصباحش←رباعی شمارهٔ ۵۰از ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش←رباعی شمارهٔ ۵۱از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ←رباعی شمارهٔ ۵۲یک چند، میان خلق کردیم درنگ←رباعی شمارهٔ ۵۳در چهره ندارم از مسلمانی رنگ←رباعی شمارهٔ ۵۴در مدرسه جز خون جگر، نیست حلال←رباعی شمارهٔ ۵۵عمری است که تیر زهر را آماجم←رباعی شمارهٔ ۵۶غمهای جهان در دل پر غم داریم←رباعی شمارهٔ ۵۷افسوس که عمر خود تباهی کردیم←رباعی شمارهٔ ۵۸بی روی تو، خونابه فشاند چشمم←رباعی شمارهٔ ۵۹یکچند، در این مدرسه‌ها گردیدم←رباعی شمارهٔ ۶۰ما با می و مینا، سر تقوی داریم←رباعی شمارهٔ ۶۱در خانهٔ کعبه، دل به دست آوردم←رباعی شمارهٔ ۶۲هر چند که رند کوچه و بازاریم←رباعی شمارهٔ ۶۳خو کرده به خلوت، دل غم فرسایم←رباعی شمارهٔ ۶۴گفتیم: مگر که اولیاییم، نه‌ایم←رباعی شمارهٔ ۶۵امشب بوزید باد طوفان آیین←رباعی شمارهٔ ۶۶برخیز سحر، ناله و آهی می‌کن←رباعی شمارهٔ ۶۷فصاد، به قصد آنکه بردارد خون←رباعی شمارهٔ ۶۸یارب، تو مرا مژدهٔ وصلی برسان←رباعی شمارهٔ ۶۹ای برده به چین زلف، تاب دل من←رباعی شمارهٔ ۷۰هر شام و سحر ملائک علیین←رباعی شمارهٔ ۷۱ای عاشق خام، از خدا دوری تو←رباعی شمارهٔ ۷۲رویت که ز باده لاله می‌روید از او←رباعی شمارهٔ ۷۳خواهم که علیرغم دل کافر تو←رباعی شمارهٔ ۷۴زاهد نکند گنه، که قهاری تو←رباعی شمارهٔ ۷۵هرچند که در حسن و ملاحت، فردی←رباعی شمارهٔ ۷۶ای هست وجود تو،ز یک قطره منی←رباعی شمارهٔ ۷۷تا از ره و رسم عقل، بیرون نشوی←رباعی شمارهٔ ۷۸ای دل، که ز مدرسه به دیر افتادی←رباعی شمارهٔ ۷۹ای دل، قدمی به راه حق ننهادی←رباعی شمارهٔ ۸۰ای چرخ که با مردم نادان یاری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth