→ شاکر بخاراییشاکر بخارایی
شاکر بخارایی
ابیات پراکنده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ترک با کژ کمان راست کند کار جهان←شمارهٔ ۲همه واذیج پرانگور و همهجای عصیر←شمارهٔ ۳به آن کس که جانش ز دانش تهی است←شمارهٔ ۴بهر دنیا تا به کی کالیدنت←شمارهٔ ۵فری ز آن زلف مشکینش چو زنجیر←شمارهٔ ۶روی مرا هجر کرد زردتر از زر←شمارهٔ ۷هر که او در ره رود سرمست و شوخ←شمارهٔ ۸صاحبا! صد بهینه و مه و سال←شمارهٔ ۹کجا تو باشی گردند بیخطر خوبان←شمارهٔ ۱۰بر دل مکن مسلط گفتار هر لتنبر←شمارهٔ ۱۱به چاه سیصد باز اندرم من از غم او←شمارهٔ ۱۲یکی دانشپژوهی داشت گربز←شمارهٔ ۱۳خون انبسته همیریزم بر زرینرخ←شمارهٔ ۱۴به گامی سپرد از ختا تا ختن←شمارهٔ ۱۵تازیانه دوتا چو ...ر خسر←شمارهٔ ۱۶مرا رفیقی پرسید کاین غریو ز چیست←شمارهٔ ۱۷چرا نه شکر کنم نعمت تو را شب و روز←شمارهٔ ۱۸چه جویی آن ادبی که آن ادب ندارد نام←شمارهٔ ۱۹به آتش درون بر مثال سمندر←شمارهٔ ۲۰به رادیش راد ماند به زفت←شمارهٔ ۲۱همه عشق وی انجمن گرد من←شمارهٔ ۲۲در او افراشته درهای سیمین←شمارهٔ ۲۳ای عشق زمن دور که بر من همه رنجی←شمارهٔ ۲۴اینک رهی به مژگان، راه تو پاک رفته←شمارهٔ ۲۵زیبا نهاده مجلس و عالی گزیده جای←شمارهٔ ۲۶اندام دشمنان تو از تیر ناوکی←شمارهٔ ۲۷منم در کشور عشقت خنیده←شمارهٔ ۲۸چو کوشیدم که حال خود بگویم←شمارهٔ ۲۹ز اندروایی ار خواهی نجاتی←شمارهٔ ۳۰نز شره گنج و خواسته توزی←شمارهٔ ۳۱به دل ربودن، جلاد و شاطری ای مه←شمارهٔ ۳۲...←