→ فتحعلیشاهفتحعلیشاه
فتحعلیشاه
غزلیات بخش دوم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ز شوق روی تو خاقان سخنوری آموخت←شمارهٔ ۴۲به من مانی که من گویم که ماهست←شمارهٔ ۴۳به پیش قامت تو سرو بوستان شده پست←شمارهٔ ۴۴باغبان را آرزو گلچیدن است←شمارهٔ ۴۵ز من رمیده و از یار نیز در کار است←شمارهٔ ۴۶چشمم به انتظار تو تا شام بر در است←شمارهٔ ۴۷ - (ناکامل)دلم به قید محبت چنان گرفتار است←شمارهٔ ۴۸چون سر و کار خدنگت با دل است←شمارهٔ ۴۹آن که با ابرو ستد از چین خراج←شمارهٔ ۵۰نه گل چون روی زیبای تو باشد←شمارهٔ ۵۱تیغ بیداد به کف آن بت فتان نگرید←شمارهٔ ۵۲ترک ما باز قصد جان دارد←شمارهٔ ۵۳دیده اشکبار میگرید←شمارهٔ ۵۴دل ژولیده من مست محمود←شمارهٔ ۵۵از قید توام چه باک صیاد←شمارهٔ ۵۶ترک پریچهرهام مست و خرامان رسید←شمارهٔ ۵۷گشتهام از عشق تو ای صنم دلپسند←شمارهٔ ۵۸نیست پیکی که پیام من مسکین ببرد←شمارهٔ ۵۹مهرت از بهر شکار دل غمگین آمد←شمارهٔ ۶۰بتی دارم که آیین مسلمانی نمیداند←شمارهٔ ۶۱اگر از غمش بمیرم بت من خبر ندارد←شمارهٔ ۶۲به خنجر مژه بس خون خلق غارت کرد←شمارهٔ ۶۳آن چه با خضر آب حیوان کرد←شمارهٔ ۶۴آن نامسلمان از جفا کافر مسلمان میکند←شمارهٔ ۶۵دلا دیدی به من آن مه چهها کرد←شمارهٔ ۶۶ای جان به محبت تو دربند←شمارهٔ ۶۷مهم پوشید سرخ و خنجری هم بر میان دارد←شمارهٔ ۶۸چشم مستت چو نیمخواب شود←شمارهٔ ۶۹ضیا از مهر رویت دام کردند←شمارهٔ ۷۰هر کس ز کوی جانان دلشاد رفته باشد←شمارهٔ ۷۱چو چشم مست تو از می خراب خواهد شد←شمارهٔ ۷۲از رخ همچو مهت دیده منور گردید←شمارهٔ ۷۳غم جانان بلای جان من شد←شمارهٔ ۷۴مرا به قهر نکشت و ز لطف میراند←شمارهٔ ۷۵بر جان گنهکارم گر دوست ببخشاید←شمارهٔ ۷۶حافظ حسن تو از خویش دمی غافل شد←شمارهٔ ۷۷عقل سرگشته که چون فکر وصال تو کند←شمارهٔ ۷۸مرا پروای خشک و تر نباشد←شمارهٔ ۷۹دوش جان شکوه به من از دل شیدا میکرد←شمارهٔ ۸۰دل به هوای وصل تو یاد وطن نمیکند←