→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی
قطعات و مثنویات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
۴۱.به اسم میناشمع را پرده ی فانوس جمال افزاید←۴۲.به اسم اللهدلا چند در دام خالی اسیر←۴۳.به اسم محمداگر اره بر فرقم از ابتلاست←۴۴.به اسم علیز اسم سامی اش گردد مصور←۴۵.به اسم حمیدقرین شد با امید و فارغ از بیم←۴۶.به اسم عبدالباقیآید چو به بر نگار من با دف و نی←۴۷.به اسم سحابیرسد تاج بر سر چو آن ماه صوفی←۴۸.به اسم حمیدبه رخ سایه ابلقش دیده گفتم←۴۹. به اسم هاشمتوان از گلبن امید گل چید←۵۰.به اسم اردشیرصد شعبه ز زنده رود اشکم پیدا←۵۱.به اسم زنگنهکند رم زغمدیدگان روزگار←۵۲.به اسم حسینزنم بالای این نه خیمه خرگاه←۵۳.به اسم نریماندل به دور خط شود شاد از بتان←۵۴.به اسم آصفماهی که ز دیده ها نهان است←۵۵.به اسم رضیدل ز تدبیر می شود عاری←۵۶.به اسم صیادخانه پرداز من که از شوخی←۵۷.به اسم صیادتصحیف و قلب و اسقاط مقصود فاش گفته←۵۸.به اسم حسینیدر خم زلف توای خورشید چهر←۵۹.به اسم عادیسودا زده ای که چون تو دلبر دارد←۶۰.به اسم رشیدمرا حیرت زحسن توست لابد←۶۱.به اسم قلیدر گداز تو چو شمع محفلم←۶۲.به اسم محسنهر چه از صبر و قرار اندوخته←۶۳.به اسم ادهمشب هجران قرار سیمابم←۶۴.به اسم سراجهر چند که سرفتنه ی دوران شده است←۶۵.به اسم عیسیتا کمربست کینه خواهی را←۶۶.به اسم رفیعاختر نام تو چون چهره گشود←۶۷.به اسم برخوردارشب نهان از من آن هلال ابرو←۶۸.به اسم جمیل و حمیدعلم زد چو شمعم زنظاره دور←۶۹.به اسم محمددهد همچو مژگان ز لطف بیان←۷۰.به اسم جوحیچو در پرده آماده ی ناز شد←۷۱.به اسم تریاکز مژگان چکد جای اشکم شرار←۷۲.به اسم تلهخدنگ خویش را خواهد نشاند←۷۳.به اسم .....چون شود بر میزبان مهمان امیر←۷۴. به اسم عینکچشمی از شبنم چو دارم پاکتر←۷۵.به اسم صبح و شامز بس دم سردی ابنای دنیا←۷۶.به اسم لیالیچه داری اضطراب از شور دریا←۷۷.به اسم ...دلم در اصفهان بسیار گردید←۷۸. به اسم امیدنگارستان بود دیوان گلشن←۷۹.به اسم شاهتویی کشور ستان خورشید رخسار←۸۰.به اسم کلب علیای که امید من از خط تو در نشو و نما است←