شعر را زندگی کن
→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱سبک ز بند گران زمانه بیرون آ←شمارهٔ ۴۲ما سپردیم یار جانی را←شمارهٔ ۴۳غم به من دست و گریبان شد، نمی‌پرسی مرا←شمارهٔ ۴۴با اثر یافت چون فغان مرا←شمارهٔ ۴۵تا گرفته است غم عشق گریبان ما را←شمارهٔ ۴۶گو کشد آن نگاه تیز مرا←شمارهٔ ۴۷ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا←شمارهٔ ۴۸رفت دل در غمت ز دست مرا←شمارهٔ ۴۹ای کرده خون فراق توام در جگر بیا←شمارهٔ ۵۰آن‌که این دل حواله کرد مرا←شمارهٔ ۵۱ای دل نهفته دار غم یار خویش را←شمارهٔ ۵۲تا خون به ایاغ نیست ما را←شمارهٔ ۵۳کردیم ضبط گریهٔ غماز خویش را←شمارهٔ ۵۴شوخی ز نظر گذشت ما را←شمارهٔ ۵۵ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا←شمارهٔ ۵۶از شگفتی‌ها چه می‌پرسی من دلگیر را←شمارهٔ ۵۷در قفس بسیار ناشادیم ما←شمارهٔ ۵۸سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را←شمارهٔ ۵۹ای کرده تباه کار ما را←شمارهٔ ۶۰دو روزه دوریِ آن یار جانی می‌کشد ما را←شمارهٔ ۶۱آفت مرساد داغ ما را←شمارهٔ ۶۲برده ‌است گریه چون موج از دست من عنان را←شمارهٔ ۶۳سبز کردم به گریه هامون را←شمارهٔ ۶۴باز آ و تسلّی بده این دل نگران را←شمارهٔ ۶۵عشق تو ز ما ستاند ما را←شمارهٔ ۶۶سپند آتشین‌جانم ندارم پایداری‌ها←شمارهٔ ۶۷همین‌جا کنم رام دلدار خود را←شمارهٔ ۶۸در نظر چون سایهٔ شمشاد می‌آید مرا←شمارهٔ ۶۹گریبان گر نباشد چاک می‌سازیم دامان را←شمارهٔ ۷۰بس‌که فکر دهنت ساخته دلگیر مرا←شمارهٔ ۷۱گر خاک آستانت بخشد به من سراپا←شمارهٔ ۷۲مژه‌اش تا به دل خلید مرا←شمارهٔ ۷۳فتاده است به اطفال اشک کار مرا←شمارهٔ ۷۴دید تا ثابت‌قدم بر جادهٔ سودا مرا←شمارهٔ ۷۵یک شب اگر به خلوت راز آورم تو را←شمارهٔ ۷۶مگْذر ای سیل شتابان ز در خانهٔ ما←شمارهٔ ۷۷کرده جا غم به صدر خانهٔ ما←شمارهٔ ۷۸همچو بی‌دردان نه گل چیدن هوس باشد مرا←شمارهٔ ۷۹ز تار زلف به زنجیر کرده‌اند مرا←شمارهٔ ۸۰به سویم رو نیاری، بختِ برگردیده‌ای گویا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth