شعر را زندگی کن
→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری

اشعار متفرقه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱بار بر دل فتاده است مرا←شمارهٔ ۲خانهٔ آباد خود ویرانه می‌سازیم ما←شمارهٔ ۳شب که به یاد آورم حال دل خراب را←شمارهٔ ۴هر پریشان نسزد همسریِ کاکل را←شمارهٔ ۵سری نمانده ز دردت به می‌ کشی ما را←شمارهٔ ۶حرف خنک چه می‌زنی ای بت من خدای را←شمارهٔ ۷ندانم چیست در سر یا رب آن شوخ جفاجو را←شمارهٔ ۸خبر از گردش دوران ندارد مرد بی‌جوهر←شمارهٔ ۹گر شود مجروح سر تا پای از خنجر مرا←شمارهٔ ۱۰سیل چون بی تو از درم بگذشت←شمارهٔ ۱۱به جرم عشق بر دارم کشیدی←شمارهٔ ۱۲عاقبت از چاک جیب غنچهٔ طبعم شگفت←شمارهٔ ۱۳رنگ می‌بازم اگر دولت به من رو آورد←شمارهٔ ۱۴بود به قدر نگین اعتبار خاتم را←شمارهٔ ۱۵بخت افسردهٔ من بس که خنک افتاد است←شمارهٔ ۱۶ای آنکه تو آموخته‌ای جور و جفا را←شمارهٔ ۱۷گشتم آواره چو یار از نظر افکند مرا←شمارهٔ ۱۸شد بلند این همه از مهر رخت پایهٔ ما←شمارهٔ ۱۹دلم خون شد ز بس از عمر دیدم بی‌وفایی را←شمارهٔ ۲۰روزی که دل به طرهٔ جانان شد آشنا←شمارهٔ ۲۱کشم به دیدهٔ خود از خیال آن خوش‌چشم←شمارهٔ ۲۲زوال دولت معشوق نتوان دید ای بلبل←شمارهٔ ۲۳چون سالکان به راه طریقت نهند پا←شمارهٔ ۲۴شور در خلق پدیدار شد از گریهٔ ما←شمارهٔ ۲۵به تربتم چو دهم جان ز انتظار بیا←شمارهٔ ۲۶نرگس فتان او بردست هوش فتنه را←شمارهٔ ۲۷ز لعل او نوید دلنوازی می‌دهم دل را←شمارهٔ ۲۸نیست مردن جان من دشوار ناشاد تو را←شمارهٔ ۲۹سرشته‌اند حریص جنون دماغ مرا←شمارهٔ ۳۰تا نیاید جان به لب از درد تنهایی مرا←شمارهٔ ۳۱از مسی رنگین نمودی تا دهان تنگ را←شمارهٔ ۳۲شب ز بی‌تابی نیاساید دل بی‌تاب ما←شمارهٔ ۳۳عشق تو در دل ما تا گرم کرده جا را←شمارهٔ ۳۴روزی که دل به طرهٔ جانان شد آشنا←شمارهٔ ۳۵اقبال دولت است بلا بهر جان ما←شمارهٔ ۳۶ترسمت کنی روزی رنجه خاطر گل را←شمارهٔ ۳۷عمری است که از درد خرابست دل ما←شمارهٔ ۳۸آن‌چنان کرد عشق داغ مرا←شمارهٔ ۳۹می‌روم می‌کنم وداع تو را←شمارهٔ ۴۰غمت بسیار ویران کرد ما را←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth