→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱دل در غم عشق دلبران خواهد سوخت←شمارهٔ ۴۲درزی پسری پیشهٔ خود میآموخت←شمارهٔ ۴۳تا هست ز دل اثری تمنا هم هست←شمارهٔ ۴۴جانم که گرفتار تن ظلمتزاست←شمارهٔ ۴۵گرچه فلکم دور فکند از کویت←شمارهٔ ۴۶در حلقهٔ ارباب ورع بارم نیست←شمارهٔ ۴۷از بس ز جفای تو دل آزرده شده است←شمارهٔ ۴۸تا دل پی کسب بیقراری شده است←شمارهٔ ۴۹خط آمد و غمزهات ز کار افتاده است←شمارهٔ ۵۰در بر سلوک عالمی حیران است←شمارهٔ ۵۱گر در پی یار خوبرو باید رفت←شمارهٔ ۵۲نی خواب مرا قبول دارد نی زشت←شمارهٔ ۵۳از ناز مکن جگرخراشی ای دوست←شمارهٔ ۵۴رفتی و به من جسم حقیری مانده است←شمارهٔ ۵۵سقاپسری که نام او بود حیات←شمارهٔ ۵۶بوجهلی ارباب اول بیریب است←شمارهٔ ۵۷هر لحظه به عاشقان به رنگیست دلت←شمارهٔ ۵۸ای گشته مرا حال تبه از دستت←شمارهٔ ۵۹جانا ز دوروزه دوریت دل ریش است←شمارهٔ ۶۰گویم به تو آنچه تحفهٔ ملتان است←شمارهٔ ۶۱خود را ز هوس گاه میباید داشت←شمارهٔ ۶۲دریاب که موسم جوانی بگذشت←شمارهٔ ۶۳جانان شدهای به دیدن خود محتاج←شمارهٔ ۶۴مجنون که گرفتار غم لیلی ماند←شمارهٔ ۶۵ای همنفسان به من اگر حرف زنید←شمارهٔ ۶۶در ذات تو محو گشته کالذات شود←شمارهٔ ۶۷امشب که به من غم تو هممنزل بود←شمارهٔ ۶۸من عاشقم اصلاح مزاجم نکنید←شمارهٔ ۶۹تا چند درین غمکده خون باید خورد←شمارهٔ ۷۰شیرین پسران شور دل مسکیناند←شمارهٔ ۷۱بیمهری روزگار معلومم شد←شمارهٔ ۷۲خوبان به من آنچه میشنیدم کردند←شمارهٔ ۷۳ای عشق مرا ز قید کردی آزاد←شمارهٔ ۷۴از خویش به تنگیم خدا میداند←شمارهٔ ۷۵تا چند به من طبع تو سرکش افتد←شمارهٔ ۷۶در تاب و تبم تمام شب میگذرد←شمارهٔ ۷۷با نیک و بد دور به سر باید برد←شمارهٔ ۷۸آن را که بود اراده کز خویش رود←شمارهٔ ۷۹زاهد گلگشت باغ میباید کرد←شمارهٔ ۸۰ای داده به دل راه بدآموزی چند←