→ رودکیرودکی
رودکی
ابیات پراکنده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱هر کو برود راست نشستست به شادی←شمارهٔ ۸۲چون جامهٔ اشن به تن اندر کند کسی←شمارهٔ ۸۳آه! ازین جور بد زمانهٔ شوم←شمارهٔ ۸۴با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک←شمارهٔ ۸۵کافور تو با لوس شد و مشک همه ناک←شمارهٔ ۸۶بس عزیزم، بس گرامی، شاد باش←شمارهٔ ۸۷یک به یک از در درآمد آن نگار←شمارهٔ ۸۸خشک کلب سگ و بتفوز سگ←شمارهٔ ۸۹چو هامون دشمنانت پست بادند←شمارهٔ ۹۰یار بادت توفیق، روزبهی با تو رفیق←شمارهٔ ۹۱ای شاه نبی سیرت، ایمان تو محکم←شمارهٔ ۹۲لبت سیب بهشت و من محتاج←شمارهٔ ۹۳چرا همی نچمم؟ تا چرا کند تن من←شمارهٔ ۹۴گر کند یاریی مرا به غم عشق آن صنم←شمارهٔ ۹۵تا درگه او یابی مگذر به در کس←شمارهٔ ۹۶بامها را فرسب خرد کنی←شمارهٔ ۹۷بر رخ هزار زهرهٔ ثامور برشکفت←شمارهٔ ۹۸آرزومند آن شده تو به گور←شمارهٔ ۹۹هنوز با منی و از نهیب رفتن تو←شمارهٔ ۱۰۰من بدان آمدم به خدمت تو←شمارهٔ ۱۰۱داری مرا بدان که فراز آیم←شمارهٔ ۱۰۲چون برگ لاله بودهام و اکنون←شمارهٔ ۱۰۳سرو بودیم چندگاه بلند←شمارهٔ ۱۰۴بت پرستی گرفته ایم همه←شمارهٔ ۱۰۵کنه را در چراغ کرد سبک←شمارهٔ ۱۰۶یکی آلودهای باشد، که شهری را ببالاید←شمارهٔ ۱۰۷گر همه نعمت یک روز به ما بخشد←شمارهٔ ۱۰۸گر کس بودی که زی توام بفگندی←شمارهٔ ۱۰۹میلاو منی، ای فغ و استاد توام من←شمارهٔ ۱۱۰بسی خسرو نامور پیش ازین←شمارهٔ ۱۱۱از پی الفغده و روزی به جهد←شمارهٔ ۱۱۲خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان←شمارهٔ ۱۱۳خود غم دندان به که توانم گفتن؟←شمارهٔ ۱۱۴به نوبهاران بستای ابر گریان را←شمارهٔ ۱۱۵به آتش درون بر مثال سمندر←شمارهٔ ۱۱۶کیر آلوده بیاری و نهی در کس من←شمارهٔ ۱۱۷هرگز نکند سوی من خسته نگاهی←شمارهٔ ۱۱۸تلخی و شیرینیش آمیخته است←شمارهٔ ۱۱۹ای خریدار من ترا بدو چیز:←شمارهٔ ۱۲۰گرفته روی دریا جمله کشتیهای بر تو←