→ شاهنامهفردوسی
فردوسی
پادشاهی اسکندر
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - گذر اسکندر از کوه خارا به دریای ژرف، دیدار گوشبستر و آمدن مردم شارستان با پیشکشسکندر سپه را به بابل کشید←بخش ۴۲ - نزدیکی مرگ اسکندر، اندرز ارسطو و پیمان ملوک طوایف و فال کودک شیرسر در بابلبدانست کش مرگ نزدیک شد←بخش ۴۳ - دردمندی اسکندر در بابل، نامهٔ مرگ به مادر و وصیت روشنک، دختر کید و تابوت زرینبه بابل همان روز شد دردمند←بخش ۴۴ - مرگ اسکندر، سوگ لشکر و روانه شدن تابوت از جرم به اسکندریهچو آگاه شد لشکر از درد شاه←بخش ۴۵ - سوگ اسکندر در اسکندریه: نوحهٔ ارسطو و پندهای حکیمان بر تابوت شاهچو آمد سکندر به اسکندری←بخش ۴۶ - مویهٔ مادر و روشنک بر مرگ اسکندر، به خاک سپردن صندوق و تأمل در فرجام جهانازان پس بیامد دوان مادرش←بخش ۴۷ - شکایت از پیری به چرخ بلند و پاسخ سپهر: راه جستن از یزدانالا ای برآورده چرخ بلند←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲