شعر را زندگی کن
عطار

باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱تا هیچ وجود و عدمت میماند←شمارهٔ ۴۲پیوسته به چشم دل نظر باید کرد←شمارهٔ ۴۳در قرب تو گر هست دل دیوانه‌ست←شمارهٔ ۴۴در عشق تو سودا و جنون بنهادیم←شمارهٔ ۴۵در عشق تو رازی و نیاز آوردیم←شمارهٔ ۴۶در عشق تو زاری وندم آوردیم←شمارهٔ ۴۷ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم←شمارهٔ ۴۸گر ما همگی خویش چون ذرّه کنیم←شمارهٔ ۴۹جانا ز غم عشق تو جانم خون شد←شمارهٔ ۵۰تا شد دلم از بوی می عشق تو مست←شمارهٔ ۵۱با هستی خویش داوری خواهم کرد←شمارهٔ ۵۲جانا چو ره تو راه ذُلّ و عِزْ نیست←شمارهٔ ۵۳در بحر فنا به آب در خواهم شد←شمارهٔ ۵۴بنگر که چه غم بیتو کشیدم آخر←شمارهٔ ۵۵در عشق نشان و خبر من برسید←شمارهٔ ۵۶دل از طمع خام چنان بریان شد←شمارهٔ ۵۷هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی←شمارهٔ ۵۸گفتم: ز فناء خود چنانم که مپرس←شمارهٔ ۵۹هر لحظه ز عشق در سجودی دگرم←شمارهٔ ۶۰سر تا پایم نقطهٔ آرام کنید←شمارهٔ ۶۱از بس که دلم به بینشان داشت نیاز←شمارهٔ ۶۲وقتست که بیزحمت جان بنشینم←شمارهٔ ۶۳از ننگ وجودم که رهاند بازم←شمارهٔ ۶۴بی جان و تنم جان و تنم میباید←شمارهٔ ۶۵خوش خواهدبود، اگر فنا خواهد بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth