شعر را زندگی کن
عطار

باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱آن راه که راه عالم عرفان است←شمارهٔ ۲هر ذات که در تصرّف دوران است←شمارهٔ ۳چندان که نگاه میکنم حیرانی است←شمارهٔ ۴بنشین که اگر بسی گذر خواهی کرد←شمارهٔ ۵بر بوی یقین درین بیابان رفتیم←شمارهٔ ۶گر عقل مرا مصلحت اندیش آمد←شمارهٔ ۷احوالِ جهان سخت عجیب افتادست←شمارهٔ ۸مائیم و نصیب جز جگر خواری نه←شمارهٔ ۹دانی که چهایم نه بزرگیم نه خُرد←شمارهٔ ۱۰مائیم در اوفتاده چون مرغ به دام←شمارهٔ ۱۱از آرزوی یقین چو مینتوان زیست←شمارهٔ ۱۲ای دل هر دم غم دگرگون میخور←شمارهٔ ۱۳این درد چه دردیست که درمانش نیست←شمارهٔ ۱۴حالِ دلِ باژگونه مینتوان گفت←شمارهٔ ۱۵دل از همه عالم به کنار آمد باز←شمارهٔ ۱۶دردا که به جز درد مرا کار نبود←شمارهٔ ۱۷آن میخواهم که جایگاهی گیرم←شمارهٔ ۱۸هر روز غمی به امتحانم آمد←شمارهٔ ۱۹دردا که ز خود بیخبرم باید مرد←شمارهٔ ۲۰زانگه که بقا روی نمودست مرا←شمارهٔ ۲۱امروز منم ذوقِ خرد نادیده←شمارهٔ ۲۲آگاه نیم از دل و جانم که چه بود←شمارهٔ ۲۳چون عمر بشد زادِ رهم از «چه کنم»←شمارهٔ ۲۴بس رنج کشم طرب نمیدانم چیست←شمارهٔ ۲۵چون چارهٔ خویش میندانم چه کنم←شمارهٔ ۲۶دل نیست مرا، یکی مصیبت‌خانه‌ست←شمارهٔ ۲۷سرگردانی بسوخت جانم چه کنم←شمارهٔ ۲۸سبحان الله! بر صفتی حیرانم←شمارهٔ ۲۹از پای در آمدم ز سرگردانی←شمارهٔ ۳۰از دنیی فانیم جوی نیست پدید←شمارهٔ ۳۱نه در سفرم یک دم و نی در حضرم←شمارهٔ ۳۲چندان که بدین قصه فرو مینگرم←شمارهٔ ۳۳امروز منم شیفتهای حیرانی←شمارهٔ ۳۴امروز منم ز خان و از مان بیرون←شمارهٔ ۳۵گه چون مه از آرزوی حق کاسته‌ایم←شمارهٔ ۳۶گر برکشم از سینهٔ پرخون آهی←شمارهٔ ۳۷از هم نفسانم اثری نیست امروز←شمارهٔ ۳۸دل هرچه که دید خشک لب دید همه←شمارهٔ ۳۹چندان که مرا عقل و بصر خواهد بود←شمارهٔ ۴۰چندان که مرا عقل به تن خواهد بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth