→ مختارنامهعطار
عطار
باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای بلبلِ روح مبتلا ماندهای←شمارهٔ ۲ای روح! تویی به عقل موصوف آخر←شمارهٔ ۳ای مرغ عجب! ستارگان چینهٔ تست←شمارهٔ ۴گه در غم روزگار و گه در قهری←شمارهٔ ۵ای جان! چو تو از عالم بیچون آیی←شمارهٔ ۶ای روح! درین عالم غربت چونی←شمارهٔ ۷ای باز خرد! مباش گمراه آخر←شمارهٔ ۸ای جانِ شریف! ترک این دنیی گیر←شمارهٔ ۹ای بلبل روح چند باشی مگسی←شمارهٔ ۱۰بر جان و تنِ بیش بها میگریم←شمارهٔ ۱۱با ما بنشین که هر دو همدم بودیم←شمارهٔ ۱۲دل را که هزار باره در خون کشمش←شمارهٔ ۱۳ای آن که به قدر برتر از افلاکی←شمارهٔ ۱۴ای آن که در این ره صفتاندیش نهای←شمارهٔ ۱۵چیزی که تویی زین تن مسکین تو نهای←شمارهٔ ۱۶بندیش که بر زمین نهای آن که تویی←شمارهٔ ۱۷ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو←شمارهٔ ۱۸آن ذات که جسم و جوهرش اسم بود←شمارهٔ ۱۹گر مرغِ دلت کارِ روش ساز کند←شمارهٔ ۲۰ای بس که فلک در صف انجم گردد←شمارهٔ ۲۱جانی که به نورِ حق ندارد امّید←شمارهٔ ۲۲جانی که نهفت زنگ دنیی او را←شمارهٔ ۲۳هر دیده که راه بینشانی نشناخت←شمارهٔ ۲۴گر نفس تو بسملی شود تا دانی←شمارهٔ ۲۵سِرّی که به تو رسد ز خود پنهان دار←شمارهٔ ۲۶در هر دو جهان هرچه عجب داشتهای←شمارهٔ ۲۷پنهان گهریست در پسِ پردهٔ راز←شمارهٔ ۲۸از پردهٔ خود برون شدن عین خطاست←شمارهٔ ۲۹هر چند که کارهای تو بسیاریست←شمارهٔ ۳۰هر جان که ز حق حمایتی افتادهست←شمارهٔ ۳۱آنجا که فروغ عالم جان بینی←شمارهٔ ۳۲چون آینه پشت و رو شود یکسانت←شمارهٔ ۳۳هر راز که هم پردهٔ جان تو شود←شمارهٔ ۳۴تن از پی کارِ خویش سرگردان است←شمارهٔ ۳۵کردم ورقِ وجودِّ تو با تو بیان←شمارهٔ ۳۶هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند←شمارهٔ ۳۷گاه از غم اودست ز جان میشویی←شمارهٔ ۳۸ای از تن منقلب گذر ناکرده←شمارهٔ ۳۹خوش باش که دل تمام میباز رهد←شمارهٔ ۴۰دانی تو که مرگ چیست از تن رستن←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←