شعر را زندگی کن
عطار

باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱دل خون شد و کس محرم این راز نیافت←شمارهٔ ۲دل را همه عمر محرمی دست نداد←شمارهٔ ۳سرمایهٔ عالم درمی بیش نبود←شمارهٔ ۴دردا که درین سوز و گدازم کس نیست←شمارهٔ ۵کو مستمعی تا سخنش برگویم←شمارهٔ ۶این سوز که خاست با که بتوانم گفت←شمارهٔ ۷چشم من دلخسته به هر انجمنی←شمارهٔ ۸چندانکه به درد عشق می‌پویم من←شمارهٔ ۹آنکس که غمِ کهنه و نو می‌داند←شمارهٔ ۱۰کی باشد و کی که من مانم و او←شمارهٔ ۱۱آنکس که نه غم خوارگیم خواهد کرد←شمارهٔ ۱۲در پای بلا فتادهام، چتوان کرد←شمارهٔ ۱۳دردا که ز درد ناکسی میمیرم←شمارهٔ ۱۴پیوسته زبون روزگار آمده‌ام←شمارهٔ ۱۵یک دم دل محنت کشم آسوده نشد←شمارهٔ ۱۶ای آن که به کلّی دل و جان داده نه‌ای←شمارهٔ ۱۷هر دل که نه در زمانه روز افزون شد←شمارهٔ ۱۸هر انجمنی، در انجمن مانده‌اند←شمارهٔ ۱۹قومی که زمین به یک زمان بگرفتند←شمارهٔ ۲۰با قوّت پیل‌، مور می‌باید بود←شمارهٔ ۲۱با اهل‌، توان قصد معانی کردن←شمارهٔ ۲۲من توبهٔ عامی‌، به گناهی نخرم←شمارهٔ ۲۳هرکاو سخنی شنود یکبار از من←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth