→ مختارنامهعطار
عطار
باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱خواهی که ز پرده محرم آیی بیرون،←شمارهٔ ۲تدبیر تو چیست بغض با حب کردن←شمارهٔ ۳تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی←شمارهٔ ۴تا کی هنر خویش پدیدار کنی←شمارهٔ ۵بد چند کنی کار نکو کن، بنشین←شمارهٔ ۶تا بر ره خلق مینشینی ای دل←شمارهٔ ۷ای دل هر دم غمی دگرگون میخور←شمارهٔ ۸چون درد ترا تا به ابد درمان نیست←شمارهٔ ۹ای دل همه چارهٔ تو بیچارگی است←شمارهٔ ۱۰زین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفت←شمارهٔ ۱۱جانا دل من خویش به دریا انداخت←شمارهٔ ۱۲اوّل دل من بر سر غوغا بنشست←شمارهٔ ۱۳در راه تعب ترک طرب باید کرد←شمارهٔ ۱۴در عالم مرگ زندگانی دور است←شمارهٔ ۱۵مردی چه بوَد؟ رند و مقامر بودن←شمارهٔ ۱۶از جزو به سوی کل سفر باید کرد←شمارهٔ ۱۷هر پرده که بند پرده در خواهد خاست←شمارهٔ ۱۸گر دریایی ز شور بنشانندت←شمارهٔ ۱۹تا کی باشی چو آسمان در تک و تاز؟←شمارهٔ ۲۰گر همچو فلک سالک پیوسته شوی←شمارهٔ ۲۱هر روز مرا غمی دگر پیش آید←