→ شاهنامهفردوسی
فردوسی
پادشاهی یزدگرد بزهگر
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - بر تخت نشستن یزدگرد، پیمان داد و سپس بیداد، و فریب دادخواهان به دست دستورچو شد پادشا بر جهان یزدگرد←بخش ۲ - زادن بهرام، پیشگویی شهریاری هفت کشور و آمدن نعمان و منذر برای پرورش اوز شاهیش بگذشت چون هفت سال←بخش ۳ - سپردن بهرام به منذر، پرورش و فرهنگآموزی در یمن و گزینش دو اسپ و دو کنیزچو بشنید زو این سخن یزدگرد←بخش ۴ - شکار بهرام گور با آزاده، چالش ناممکن تیر و کشتن چنگزنجز از گوی و میدان نبودیش کار←بخش ۵ - شکار بهرامگور: کشتن شیر و گور به یک تیر، نمودن زور به تازیان و فرستادن نگار به یزدگرددگر هفته با لشکری سرفراز←بخش ۶ - بازگشت بهرام به استخر، گلایهٔ پنهان از پدر و پند منذر به شکیباییپدر آرزو کرد بهرام را←بخش ۷ - خواب بهرام در بزم پیش پدر، خشم و بند یکساله، رهایی به پایمردی طینوش و پناه به منذر در یمنچنان بد که یک روز در بزمگاه←بخش ۸ - نگرانی یزدگرد از مرگ، پیشگویی اخترشناسان دربارهٔ چشمهٔ سو، سوگند پرهیز و خونریزی بینی شاهوزان پس غم و شادی یزدگرد←بخش ۹ - یزدگرد در چشمهٔ سو: ایستادن خون، گردنکشی شاه و مرگ به لگد اسب آبیبدو گفت موبد که ای شهریار←بخش ۱۰ - مرگ یزدگرد و سوگند مهان بر رد تخمهاش، آشوب تاجخواهان و شاهی خسرو پیرچو در دخمه شد شهریار جهان←بخش ۱۱ - آگاهی بهرام گور از مرگ پدر و سوگند سپاه، یاری منذر و تاختن به ایرانِ بیشاهپس آگاهی آمد به بهرام گور←بخش ۱۲ - فرستادن جوانوی نزد منذر، خیرگی از دیدار بهرام گور و اندرز آشتی بیجنگچو ایرانیان آگهی یافتند←بخش ۱۳ - رایزنی بهرام و منذر، آمدن سپاه یمن به جهرم و پیشواز بزرگان ایرانخود و شاه بهرام با رایزن←بخش ۱۴ - رد شاهی بهرام، گزینش ناموران از صد تا چهار و نمودن خستگان یزدگرد به منذرچنین گفت بهرام کای مهتران←بخش ۱۵ - گفتار بهرام با مهتران: نکوهش پدر، پیمان تاج میان دو شیر و رأی موبدانچنین گفت بهرام کای مهتران←بخش ۱۶ - وعدهٔ داد و بخشش بهرام، پذیرش شاهی او و نهادن تاج میان دو شیرگذشت آن شب و بامداد پگاه←بخش ۱۷ - کنارهگیری خسرو از آزمون تاج، کشتن دو شیر و تاجگذاری بهرامچو بهرام و خسرو به هامون شدند←