→ مختارنامهعطار
عطار
باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱قومی که به هم میبنشینند ترا←شمارهٔ ۴۲چون نعره زنان قصد به کوی تو کنیم←شمارهٔ ۴۳عاشق که همه جهان به روی تو بداد←شمارهٔ ۴۴با عشق تو ملک جاودان میچکنم←شمارهٔ ۴۵شوقی که مرا در طلب روی تو خاست←شمارهٔ ۴۶از عشق تو روی بر زمینم بنشین←شمارهٔ ۴۷نادیده ترا دیدهٔ من دل برخاست←شمارهٔ ۴۸ای تیرگی زلف توام دین افروز←شمارهٔ ۴۹گفتم به بر سوختهٔ خویش آیی←شمارهٔ ۵۰ای لعل توام به حکم ایمان داده←شمارهٔ ۵۱آن غم که ز تو بر دل پرخون منست←شمارهٔ ۵۲در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی←شمارهٔ ۵۳در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد←شمارهٔ ۵۴تا بتوانم ازان جمال اندیشم←شمارهٔ ۵۵بی روی تو یک لحظه نمیشاید زیست←شمارهٔ ۵۶ای بس که به هر تکی دویدم بی تو←شمارهٔ ۵۷جانا ز ره دراز میآیم من←شمارهٔ ۵۸در عشق تو کارم به هوس برناید←شمارهٔ ۵۹با عشق تو دست در کمر خواهم کرد←شمارهٔ ۶۰گه نعره زن قلندرت خواهم بود←شمارهٔ ۶۱چون عاشق روی تو شدم اینم بس←شمارهٔ ۶۲عمری دل من غرقهٔ خون بی تو بزیست←شمارهٔ ۶۳چون هست همه به روی تو آرزویم←شمارهٔ ۶۴از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد←شمارهٔ ۶۵در کوی تو چون میگذرم، اینت عجب!←شمارهٔ ۶۶چندان که ترا حجاب میخواهد بود←شمارهٔ ۶۷تا یک نفسی دسترسم میماند←شمارهٔ ۶۸با روی تو ماه را منوّر ننهم←شمارهٔ ۶۹دیرست که در کوی تو دارم گذری←شمارهٔ ۷۰ما درد تو را به جای درمان داریم←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲